شعر ” بهاری نو ” – رضا یگانی

بهاری نو

دوباره باغبان شوری به پا کرد
بهار سبز و گلگونی بنا کرد

به هرسو کرد روانه قاصدک را
وداع با برف وسرمای هوا کرد

حیاتی تازه بخشید بر گیاهان
به هر نو رسته گل عطری عطا کرد

به بلبل داد اذن نغمه خوانی
دل پروانه وشمع را رضا کرد

زمین را فرش کرد با مخمل سبز
شقایق را رفیق با لاله ها کرد

روان کرد سوی هامون چشمه هارا
نیستان را بدیع وخوش نوا کرد

چراغانی نمود شب آسمان را
غروب آندم که شمس عزم جلا کرد

چکاوک های زیبا را سحرگاه
زچنگال سیاه شب رها کرد

به جمع عاشقان گفت تا بتازند
زهی صدآفرین بر با وفا کرد

به انسان خصلت انسانیت داد
مجال از بهر توبه گر خطا کرد

گرفت دست کسی را تا سحرگاه
به صدق و بی ریا او را صدا کرد


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

نویسنده: مجید فاضلی

خواننده / شاعر و ترانه سرا / آهنگساز

guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments