شعر ” بوی بارون ” – رضا یگانی

بوی بارون

یادمه یه روزگاری
بتو دل بستگی داشتم

تو دیار سبز چشمات
گل عاشقی میکاشم

امد اون روزی که رفتی
بی خبر از دل زارم

گفتی روزی برمیگردی
ولی من باور ندارم

یادگاریهاتو هرشب
جلوی چشام میزارم

لحظه های رفتنت رو
بیاد دلم میارم

یادمه قصه عشقو
تو برای من می خوندی

کجا رفتی نمیدونم
دلمو چرا سوزوندی

اگه باورت همین بود
بری من تنها بمونم

چرا با برق نگاهت
آتیش انداختی به جونم

همه آرزوم اینه
ببینم یه روز دوباره

تو کنار من نشستی
زیر بارون ستاره

خاطره های قدیمی
باز دوباره جون گرفتن

شبای خاکستریمون
بازبوی بارون گرفتن


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

نویسنده: مجید فاضلی

خواننده / شاعر و ترانه سرا / آهنگساز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.