شعر ” تنگنای نفس ” – رضا یگانی

تنگنای نفس

تنفس در این خانه مقدور نیست
بسوی عدن رفتنم دور نیست

ندانستم آخر چرا آمدم
کجا میروم چشم من کور نیست

کجا خاک سرداست ماوای من
همان خانه ای که در آن نورنیست

هوا گرچه خشکو زمین بی براست
گناه من وماست چون زور نیست

خداوند زمین را بهشت آفرید
زمین جای انسان منفور نیست

گل از چهچه بلبلان خسته است
چون هرنغمه خوش بی منظور نیست

سحر گل به شبنم چنین گفت که شب
بپرس از پرستو چرا هور نیست

شقایق خبر دارد از رفتنم
چون این مستی از آب انگور نیست

مرا خانه ای هست در زیر خاک
که با زندگی روی آن جور نیست

بشارت دهندم درآن خانه ها
نیازی به ساز و به طنبور نیست

جهان تاجهان است آرامش است
عسل نیست بجایی که زنبور نیست


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

نویسنده: مجید فاضلی

خواننده / شاعر و ترانه سرا / آهنگساز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.