شعر ” دل خونین” – رضا یگانی

دل خونین

هوای آسمون ابری و تاره
زمین سردو پراز گردوغباره
نمیدونم جرا بارون نمیاد
تمیزمیشه اگه بارون بباره

دلم رنگه هوای اسمونه
میگیره لحظه لحظه دل بهونه
گاهی با آسمونو ابر میجنگه
گاهی با سایه های توی خونه

شبم تاریکو روزم بدترازشب
داره میسوزه دل با هورم این تب
فراموش کرده هرجایی خدا هست
میخواد برسونه جونمو بر لب

خداوندا گواهی بیگناهم
جوآتش گشته یارب سوز آهم
نمیخوام این دل دیوونه روجون
کارش جیدنه دامه سر راهم

همه دلتنگیهام گناهه اونه
دلم ازدست این دل خونه خونه
کجاست دستی که باقدرت بتونه
دلو ازسینه بیرون بکشونه


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

نویسنده: مجید فاضلی

خواننده / شاعر و ترانه سرا / آهنگساز

guest
0 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments