شعر ” ناز شصت ” – رضا یگانی

ناز شصت

دلم زندونیه چشم سیاته
اسیر نرگس مست نگاته

خدارو خوش نمیاد یه کاری کن
بدونه دل نمرده در حیاته

به زندونی خوراکو آب میدن
به زندونی یه جای خواب میدن

صداشو میشنوند و حجتاشو
به فریادش صریح جواب میدن

نذار خاموش بشه شمع وجودش
نذار پاره بشه هر تارو پودش

قصاصش کن قصاصش کن قصاصش
و یا رحمی به آهنگه سجودش

گریزگاهی نداره چشم مستت
یه بازیچهست دل من توی دستت

دیگه آزادیشو از تو نمیخوام
حلالت باشه این دل ناز شصتت


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

نویسنده: مجید فاضلی

خواننده / شاعر و ترانه سرا / آهنگساز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.