شعر ” نا مهربانی دل ” – رضا یگانی

نامهربانی دل

نوازش می کنم دل را
کمی تا مهربان باشد

طپش هایش دقیق و نرم
برای حفظ جان باشد

نلرزاند تنم را تا
نگاهی مست میبیند

نگه از روی مستی گه
بلای جانمان باشد

خطر کردن نمیارزد
هزاران بار خطر کرده

به دام افتاده وسوخته
کنون باید نهان باشد

براین باور رسیدم من
دروغ است عشق وعشق ورزی

همه دنبال نان هستند
چه پیرو چه جوان باشد

در مکتب عشق ابرام
منطقی ترین اصل است

بی صبرو تحمل دل
سزاوار زیان باشد

راهی که گذر از آن
وحشت سقوط دارد

بی امان نباید رفت
شاید ناتوان باشد

اندیشه به هر کاری
خوب است و پسندیده

بی گداربه آب رفتن
کار جاهلان باشد

عمریست که با قلبم
می جنگم ومی جنگم

دل زبان نمی فهمد
بارز و عیان باشد

تیغی که به دست دل
از روز ازل دادم

برنده تر از آن است
قابل بیان باشد


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

نویسنده: مجید فاضلی

خواننده / شاعر و ترانه سرا / آهنگساز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *