دفتر شعر
رضا یگانی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، منع شرعی , پیگرد قانونی دارد

شعر و ترانه های - رضا یگانی

همای سرکش

دراین دل به روت بازه
دلم با تو فقط سازه

شاعر عاشق

اگر شاعرشدم شعری سرودم
سبب این بود مدام فکر تو بودم

ناز شصت

دلم زندونیه چشم سیاته
اسیر نرگس مست نگاته

ره آورد

دلی پر درد دارم من
رخی بس زرد دارم من

لالایی

لالایی نو گل بابا لالایی
تو امید دل شیدای مایی
تو را با خون دل می پرورم تا
بر عرش و آسمان سر تا بسایی

حاصل عاشقی

دیگه بی رمق شده پای دلم
نمی‌تونم با تو همراهی کنم
کنج عزلت میخوامو تنهایی
نقاشی رو کاغذ کاهی کنم

آهنگ قدیمی

نمیخوام مثل آهنگی قدیمی
فقط در خاطرو یاد تو باشم
به من قوت بده تاکه بتونم
گواه خنده ی شادتوباشم

هراسون

منو از عشق میترسونی اما
خودت دنبال عشقی تازه هستی
اگر ترسناکه عشق و دل سپردن
چرا عشقو تو تنها می‌پرستی

بوی بارون

یادمه یه روزگاری
بتو دل بستگی داشتم
تو دیار سبز چشمات
گل عاشقی میکاشم

زنجیرهای عشق

هر بار که دستان تو را
در دست می گیرم چرا
مانند آتش میشوی
میدوی در رگهای من

نقش بر آب

نقشه ها نقش بر آبه دل من
بخت ما همیشه خوابه دل من

نا مهربانی دل

نوازش می کنم دل را
کمی تا مهربان باشد

رویای عشق

زمانی سرزمین عشق
چمنزاری پراز گل بود

بهاری نو

دوباره باغبان شوری به پا کرد
بهار سبز و گلگونی بنا کرد

توتیای چشم

دلم میخواد از آدما دور بشه
جایی بره تنها گم و گور بشه
هفت شهر عشق ودربدر بگرده
همراه با عطار نیشابور بشه

تنگنای نفس

تنفس در این خانه مقدور نیست
بسوی عدن رفتنم دور نیست

پس چه کند

اگر این عشق مرا بی سروسامان نکند پس چه کند
یا اسیر درقفس دردی بی درمان نکند پس چه کند

نشانه های عشق

غزل و شعر و ترانه
گریه های بی بهانه
تا سحر بیدار نشستن
بی قرار در آشیانه

دل سنگی

زمین و آسمان را گشتم اما

ندیدم مثل قلبت قلب سردی

وداع تلخ

زدی آتش بجانم مهربانم
مرو تا من دراین آتش بمانم
نگه کن تا که خاکستر شوم من
ز قلب خود ولی هرگز مرانم

سنگ صبور

با عشق تو درمون میشه دردم
سرخ میشه دوباره رخ زردم

خواب و بیدار

نه مستم من نه هوشیارم
نه خوابم من نه بیدارم

دنیای مجازی

زمونه قصه هاشو برده از یاد
دیگه هیچ قصه ای یادم نمیاد

در محفل حوری وَشان

درمحفل حوری وشان
مستان مست دردی کشان
جزتو نمیبیند جرا
این دیده گان اشک فشان

آرزوی دیدار

درآرزوی رویت خیره بدور دستم
بیخود زخود جنانکه گویند مست مستم

گناه

آسمون وقتیکه ابره ستاره دیده نمیشه

وقتی سرما توی باغه میوه رسیده نمیشه

دل خونین

هوای آسمون ابری و تاره

زمین سردو پراز گردوغباره

بهار شد

گفتی بهار شد بیا دنبال من

فصل شکوفه ها بپرس حال من

نگاه بی گناه من

نگاه بی گناه من اسیر و رام تو شده

جو کودکی بهانه جو جادوی نام تو شده

گمگشته

ز هر کوره راهی گذر کرده ام

به هرکوجه باغی نظر کرده ام

رنگ رخسار

نگه بررنگ رخسارم نکردی

ترحم بردل زارم نکردی

گل یاس

عطر لطیف گل یاس و پونه

پرشده امشب همه جای خونه

در این زمانه

هرکس دراین زمانه دارد به سر کلاهی

درحشر و نشر دنیا در سینه دارد اهی

چتر خداوند

زمین و آسمان وشب گواهند

که من بازیجه ایی دردست اهم

شکایت

دلو باید به خونه دعوت کنم

باید دلو کمی نصیحت کنم

آسمون قشنگ

آسمون وقتی قشنگه تودلا غمی نباشه

میون روزمرگی ها زیادو کمی نباشه

اکسیژن

عشق تو ماوا گرفته توی پوست واستخونم

میدونی که نمیتونم بی تومن زنده بمونم

شب زنده دار

شبای پرازستاره دل عاشقم بیداره

همه توی خواب نازن دل من به فکره یاره

بی بهونه

میخوام بی بهونه کنارتو باشم
بایادت بخوابم به یادتو پاشم
سحر دسته دسته گل سرخ بچینم
سرراه قلبت بشینم بپاشم

مجنون مشهور

پرازشعرم پرازشورم
من آن مجنون مشهورم
سبکبال جون پرکاهی
پی انوارمنشورم

حاسدان

ازتو ممنونم مرا ازخود نمی رانی دگر

گوشه جشمی نشانم داده ایی باجشم سر
دفتر شعر رضا یگانی