شعر ” شب زنده دار ” – رضا یگانی

شب زنده دار

شبای پرازستاره دل عاشقم بیداره
همه توی خواب نازن دل من به فکره یاره
شبی عاشقا نهایی روی برگ گل نوشتم
تابگه جی میشه اخر روزگار و سرنوشتم
گل اومد نشست کنارم روی گلدونی که دارم
یه نگاه بصورتم کرد خنده ای بحال زارم
گفت که زندگی همینه عشق برکت زمینه
دل اگه عاشق نباشه ستاره روکی میبینه
یابخواب میره تو مستی پشت میکنه به هستی
یامیره بشهر غربت آلوده میشه به پستی
هرکی مهربون نباشه دلش پرازکینه باشه
میخوره زمین بسختی دیگه نمیتونه پاشه
عاشقی دوای درده آتیش تو هوای سرده
هر دلی که عاشق باشه هر جا بره برمیگرده


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید