ترانه ” مثل بارونی ” – سمیرا نیکخواه

مثل بارونی عزیزتراز جان من شدی ،بهترین حال من شدی ،با تو چه خوبم یه دیونم تو که میدونی واسه دلم به چه زیبایی یار محبوبم دینام بی تو تلخ و بی روحه،غم نبودت مثل یه کوهه روی شونم توو قلبم عشقت پابرجاس،عشقت همه دنیاس،بی تو نه نمیتونم ضربان قلبم ادامه مطلب…

شعر « انتظار » – محمد صادق حارس

انتظار ای دل به هوایِ لاله تا کی انتظار می کشی پیاپی صد بها آید و رود گر از لاله وفا نباشدت هی عمری به تبع ز خواسته یِ تو از جامِ خوشی نخورده ام می تا کی به جفایِ لاله سوزی ناله سر کنی چو ناله یِ نی حارس ادامه مطلب…

شعر « نام و نشان » – محمد صادق حارس

نام و نشان یاران ِ زمانه پی ِ نام اند و نشان اند من تجربه دارم به همین قبله روانند آنان که ندارد خبر از وسعت ِ دنیا آشفته ی ِ نقـش ِ قلـم ِ کاتـب ِ جانند ای بی خبر از نقشهء نقاش دو عالم میخانه نشین باش که ادامه مطلب…

شعر « بی وفایی » – محمد صادق حارس

بی وفایی سوختم به گرد شمع ندیدم وفای او رفت از کفم بهار جوانی به پای او صبح گشت و برآمد از پشت کوه آفتاب از سنگ صدا شد و نشنیدم صدای او خالیست خُمِ صبوحِ دستِ یار بهر ما جام وجود ما پُرِ صهباست برای او کرد زیر پا ادامه مطلب…

شعر ” راه و رسم زیستن ” – محمد رضا احمدی

راه و رسم زیستن زندگی راحتی جان و تن است لطف کردن به تن خویشتن است سخن از روی درایت گفتن یا سکوتی که سخن را چمن است خنده هایی زسر شادی و شور بردن خنده به هر انجمن است زندگی داشتن مکنت نیست فکرامید به سر داشتن است با ادامه مطلب…

شعر « عشق تو » – رضا اکرمی

 عشق تو  دلبرا، ای نازنینا عشق تو دیوانه ام کرد در پی ات اینجا و آنجا، بردم و بیخانه‌ام کرد هیچ کس چون من ندیده روی چون ماه شما را من فدای روی ماهت، جان به قربانت نگارا دلبرا، مه پیکری ز آدمیزادان سری میدوی همچون پری از همه دل ادامه مطلب…

ترانه ” تو رو داشتن ” – سمیرا نیکخواه

تو رو داشتن بیقرارم ناشکیبم،از تمام دار دنیا عشقت شده نصیبم بی بهانه،چون ترانه ،هر دم رو لبامه اسم نازت ای حبیبم تو رو داشتن تو رو بی اندازه خواستن واسه من همه دنیاست تو رو با چشمت شناختن ،عالمی دل باختن،رخ تو مث رویاست مرا شیدایی و عاشق مرا ادامه مطلب…

ترانه ” میبندم چشامو ” – سمیرا نیکخواه

میبندم چشامو من مو نده ام با عکس تو اینجا کنار پنجره افسوس نیستی ببینی ،باز پر بغض هنجره از عشقت افسوسش واسه این دل تنها مونده است بازی کردی با احساسم ،تو چه میدونی عشق چه هست تا کی قراره یاد تو هر بار عذاب دل باشه چجور فراموشت ادامه مطلب…

ترانه ” مانکن ” – رضا اکرمی

مانکن نمیشه دل مانکن و چاره کرد، دیگه دل نداره فقط آهنه ببین رفتنت با دل اون چه کرد، که بیروحه و مثل یک مانکنه میگفتـی دیگه تا ابد عاشـــقی، چرا رفتی، این رفتنت از چی بود قسم خورده ام بعد از این عاشقی، ز یادم بره عشق،دیگه هر چی ادامه مطلب…

شعر ” دامن پر مهر تو ” – محمد رضا احمدی

دامن پر مهر تو یک نگاه از سوی تو برمن دهد جانی دگر زین سبب هرگز نبنشینم سر خوانی دگر دلبریهایت مرا دربند آن ناز و ادا کرده و دارد دل من بر تو ایمانی دگر سعی من بر دیدن تو سعی جاهل برجهان نور چشمی باید از تو یا ادامه مطلب…