ترانه « برزخ دلتنگی » – محبوبه بیاتی

برزخ دلتنگی ترسی ندارم از شبُ صدای خفته در سکوت دریا مگه می ترسه از خیال سرد برهوت ترسی ندارم که شبم خالی شه از ستاره ها بشینه روی پنجره بغض همه خاطره ها ساده نبود عبورم از وحشت خاطرات دور وقتی همش پر میشد از سایه نگاه گرم نور ادامه مطلب

ترانه « طاعون » – حوریا صفایی نسب

طاعون دنیا برات خواب خوشی دیده من تا تهِ این بازی و رفتم وقتی که لجبازی نمیدونی من تا ته لجبازی و رفتم! ***** وقتی که خورشیدم رو میبردن من موندم و چشمات و تاریکی باور ندارم رفتی از شهرم وقتی به من انقدر نزدیکی… ***** گفتم بریز چشماتو تو ادامه مطلب

بیوگرافی حوریا صفایی نسب

بیوگرافی حوریا صفایی نسب متولد سیزده آذر سال ۱۳۷۵… در شیرازنویسنده کتاب : تا باقیِ سکانسمان – رشته تحصیلی ام علوم تجربی بود – و پس از چند سال وقفه تحصیلی ، موفق به قبولی در رشته روانشناسی ورودی مهر ۱۳۹۹ شده در یکی از شهرهای جنوب مشغول به تحصیل ادامه مطلب

دفتر شعر حوریا صفایی نسب

دفتر شعر حوریا صفایی نسب هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد نویسندۀ کتاب تا باقی سکانسمان بیوگرافی . متن ادبی ؛برخلاف چیزی که بنظر می‌رسد و یا از اکثر اشعار تاریکم استنباط می‌شود … ادامه متن … . زبونه مرگ… رنگه ادامه مطلب

دفتر شعر زهرا فرشیدفر

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد آینه به سانِ آینه ای تارکه تَه گرفته حواسشو پُر شده سطحشپر از صدایِ هیاهوبه سانِ آینه ای تاربه پشتِ شیشه ی احساسخزیده خنده به چهرهو پُر شده چشمشپُر از تقاصِ توهّمپُر از ترانه ادامه مطلب

دفتر شعر سارا خوش روش

دفتر شعر سارا خوش روش هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد عجز عشق تو همان عطر گل بوته سرخی که مدامدر تمنای نفسهای خوشت، سرمستمیادت از عطر گل سرخ دل انگیز تر استگویی یک وهم لطیفی و به رویا هستم ادامه مطلب

دفتر شعر حدیث عاروان

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد تو تو در نقش نفس هامی تو حکم آرزوهامی نگاه تو به چشم من امید میده که باهامی متن کامل شعر . معجزه تو به قلبم نشون دادی که میشه عاشق شد برای زندگی ادامه مطلب

شعر « خواب زمان » – محبوبه بیاتی

خواب زمان کاش می رفتم از این خواب به خواب دیگری یا که باران میزد و در نفس رهگذری باز پیدا میشدم با دم و بازدمی داغ میشد تن شهر در عمق چشمانم کمی می فریبد شب را خاموشی ثانیه ها حبس میشود زمان در این شب بی انتها کاش ادامه مطلب

ترانه « هدیه خدا » – بانو (الف) اعظم اسماعیلی

هدیه خدا باید بهت بگم این اعتراف نیس یک واقعیته اصلا که خواب نیس چشمات و وا کنی با عطر گیسواش بی‌تاب شی از اون عشق تو خندهاش این حس برای تو یک هدیه از خداست بعدش بفهمی عشق پایان غصه‌هاست حس قشنگیه دستت تو دستشه چشماش بدون شک زیبایی ادامه مطلب

ترانه « خواهش نمیکنم » – بانو (الف) اعظم اسماعیلی

خواهش نمی‌کنم شوخی زیبایی نبود اون اضطراب و دلهره وقتی ازت حرف می‌زنم غم تو نگاه من پره پاهات که راهی شدن و دستات دیگه سهمم نشد درگیر من نباش دیگه حرفات برام مرهم نشد شوخی نبود دل کندنت تردید توی موندنت موند روی قلب عاشقم حسرت واسه بوسیدنت خواهش ادامه مطلب