ترانۀ مرینت – محمد جدی
مرینت
توضیحات این ترانه در پایان
مرینته زیبای من
یه دختر چش آبی بود
پلَگ می فهمه حرفامو
می دونه عشق من کی بود
عاشق شدن توو کافه ها
راز گذشته ی منه
خستگی و دویدنام
واسه دوباره دیدنه
هف(ت) ماهه که نمی بینم
زیبای صورت ماهُ
به جای تن پوش تنم
تن می زنم تن آهُ
نقّاشیِ رو پنجره
تصویر تلخ رفتنه
خنجر تیز تنهایی
تن و می برّه از تنه
صدای بغض خاطره
می پیچه رو در و دیوار
مغزمو آتیش می زنه
شعله ی گردن گیتار
تنها شدن زیر یه سقف
شروع ترک بوسه نیس
عاشق شدن توو کافه ها
به خوردن سنبوسه نیس
خرابی حال دلم
تقصیر راه شوسه نیس
چشای سبز بی بارون
دلیل مرگ کوسه نیس
هف(ت) ماهه که عکسامونو
بی تو تماشا می کنم
واسه دوباره دیدنت
ردّ پاتو پا می کنم
گریه شدن رو دامنت
امید تخته سنگ شده
حتا دل آینه مون
واسه تو دلتنگ شده
جلو چش آینه مون
تو رو به دیوار زدم
تا که چشای شیشه ییش
نگن که من چقد بدم
تا که نگن تو خونمون
خنده با لب هام سته
پلَگ می فهمه که دلم
دیوونه ی مرینته
شخصیت معشوق در این ترانه برگرفته از یک شخصیت کارتونی به نام مرینت دوپن چنگ که توسط توماس استروک خلق شده است.
اگه مخاطب این کارتون رو دیده باشه می فهمه که هر کدام از شخصیت ها یه کوامی ،جادو در اختیار دارن
من راوی به گربه سیاه که کوامی آن پلگ هستش تشبیه شده.
و فقط پلک داستان عشق راوی رو با تمام تلخی هاش می فهمه و حس می کنه که چه بلاهایی از نبود مرینت سر گربه ی سیاه میاد.در این کارتون آدرین (گربه ی سیاه) عاشق مرینت شده.
به نظر من الگو برداری از فیلم ها نقش به سزایی در خلق یک ترانه خوب داره.
البته تاکید می کنم که در این ترانه فقط شخصیت ها جایگزین شدن و بقیه ی داستان خلق یک اثر هنری و ایده ی خود ترانه سرا هستش.
در این ترانه حدود هفت ماهه که راوی معشوقه اش رو (مرینت ) رو از دس داده و داره تصویر زندگی خودش رو زیر یه سقف و خالی از بودن معشوق نشون می ده.
و از واژه های هم چون اینه که واسه صورت مرینت دلتنگ شده رو به تصویر می کشه.
و باز هم راوی امیدش رو از دست نمی ده(تنها شدن زیر یه سقف،دلیل ترک بوسه نیس)
و معلومه که راوی توو کافه با مرینت آشنا شده و بیان می کنه که اگه کسی عاشق بشه رفتن به کافه و خوردن غذا مهم نیس و لذت دیدن معشوق در کافه نسبت به خوراک و گرسنگی ارجحیت داره(عاشق شدن توو کافه ها ،به خوردن سنبوسه نیس).
دل راوی مث ماشین نیس که یه راه خاکی(شوسه) منجر به خراب شدن آن بشه .بلکه
دل فراتر از اینا هستش و عشق اون رو از پا در میاره(خرابی حال دلم ،تقصیر راه شوسه نیس)
راوی اینجا خودش رو به کوسه تشبیه کرده که ابر بی بارون و خشک شدن دریا باعث مرگ کوسه نمیشه بلکه تنها عشق باعث شده که این حال رو تجربه کنه.(چشای سبز بی بارون،دلیل مرگ کوسه نیس)
و همچنین راوی یه عکس از مرینت رو دقیقا جلوی آینه روی دیوار می چسبونه که وشای اینه با دیدنعکس هر روزه ی مرینت خوشحال بشه و از از راوی دلخور نشه و جای خالی شو با همین عکس پر کنند.
پایان بندی ترانه به بند اول ارجاع شده
و می شه اون رو یه پایان بندی دایره ای در نظر گرفت.
رانه گفتاری ،قالب تلفیقی
پایان بندی بسته.


0 دیدگاه