دفتر شعر افسانه حمیدی
هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
شیدا
از غم عشق تو آواره و شیدا شده ام
با دلم یار چه کردی که چو لیلا شده ام
دل ما را به نگاهی بربودی اما
گم شدم در غم تو همچو معما شده ام
تو کجا این دل دیوانه کجا عقل کجا
هر کدام از طرفی رفته و تنها شده ام
من خود واژه ی هیچ و تو هزاران معنا
با حضور تو و عشق است که معنا شده ام
لحظه ای سیر در آئینه به رویت بنگر
تا بدانی که چرا محو تماشا شده ام
به فدای رخ تو من پر از دلهره ام
در غم تو نه صبور و نه شکیبا شده ام
می رسد روز وصال من و تو ای ماهم
به خیالش همه امید سراپا شده ام
دفتر شعر
افسانه حمیدی

12 دیدگاه
جلال زمانی · 2026/08/21 در
درود بر شما
شیدا غزل جالبی شده
آفرین
سهیلا سعدی · 2026/07/01 در
شعرتون قشنگ بود قلمتان مانا