دفتر شعر رضا بَزی

منتشر شده توسط ADMIN در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

عشقِ عرفانی

از مُژه ی چشمانِ تو مانندِ اشکی می چکم
بر گونه ات می قَلتمو از عشق درمان میشوم
از چهره ی نورانیت دنیا چراغان میشود
با تو زِ خشکی ها رها سیرابِ باران میشوم

از شعله ی دستانِ تو کاشانه ام گرم میشود
با تو منِ درمانده جا چون پادشاهان میشوم
گر تو شوی دلداره من ، تو تا همیشه یارِ من
غصه زِ دل بیرون رَود با تو خرامان میشوم

گر دستِ تو در دستِ من از مشکلاتم بُگذرم
با تو از هر بادی سَرم من مثله طوفان میشوم
من پَر کِشان از این جهان از شوقِ دیدارت شوم
درعالمی همچون بهشت در جمعِ حوران میشوم

در وصفِ تو درمانده ام هستی تو یک والا مقام
گر لحظه ای دوری زِ من رود خروشان میشوم
ای عشقِ عرفانی من جانم شدی دراین جهان
گر تو شوی مجذوبِ من چون لاله زاران میشوم

عشقِ اهورایی

دلم خوش شد به دیدارَت
به آن چَشمانِ غم خوارت
به آن زیباییِ رویَت
به آن لبخندِ پُر بارَت

دلم خوش شد به شیدایی
به آن چَشمانِ دریایی
به آن سیمای رخشانَت
به آن عشقِ اهورایی

دلم خوش شد به آن نازَت
به آن گفتارُ آغازَت
به آن شیرینیِ حرفَت
به آن دستُ دلِ بازت

دلم خوش شد به آن شوکت
به آن ذاتو به آن فطرت
به آن مهرِ دلِ پاکَت
به آن پاکیو آن عفت

غرور کاذب

منمو یه حسه گریه توو دله تاریکیهِ شب
منمو یه حاله داغون توو سکوتِ تلخِ جاده
منمو حال خرابم توو دو راهیهِ تباهی
منمو گول خوردن آمو چی بگم از دله ساده

منمو طوفان و بارون می‌شینم کنجِ خیابون
منمو یه زخمِ کهنه میشمُرم خاطره هامو
منمو چشمای خیسو یه دله در هم شکسته
منمو یه قلبه ساده گوش دادم حرفای خامو

تویی و غرورِ کاذب نبودی یه ذره صادق
تویی و دروغ و نیرنگ نبودی باهام تو یک رنگ
تویی و جنگ و تباهی یه مسیره اشتباهی
تویی و دله پُر از زنگ قلبِ تو شده مثه سنگ

تویی و اینهمه مشکل نبودی باهام تو همدل
تویی و این بی وفایی دلیله تلخِ جدایی
تویی و شکستنِ دل بلدی دروغِ خوشکل
تویی و عشقِ خیالی خوش میشم از این رهایی

عاشق کُشون

از این غربت از این تنهایی خستم
از این تنهایی و پیری شکستم
از این دنیای وارونه بریدم
توو این برزخ میونِ غم نشستم

از این چنگالِ بی رحمی نمی رم
با این زخم های عاشق کُش می میرم
توو این زندونِ تنهایی اسیرم
باید باشم تو این زندون بمیرم

تو پرواز کن از این ویرونه بی من
تو پرواز کن به سوی شمع روشن
تو پرواز کن بزار تنها بمونه
رها شَم من از این کالبد ، از این تَن

ترجیع بند:

ببار بارون ببار بارونِ زیبا
که من آروم بگیرم تووی رویا
ببار بارون که غم هام بی شماره
که یک لحظه رها باشم زِ دنیا

فریب

توی چشمات خونه دارم
تو دلت جایی ندارم
تُو منو ظاهری می خوای
وقتشه بازم بیارم

تُو دِلت پُرِ فریبه
خونمو ازم میگیره
فکر کردی با رفتن تُو
دل تو تنهایی می میره

تُو دلت یه تیکه سنگه
فریبات خیلی قشنگه
آخه توش یه دنیا رنگه
آخه توش رنگ و با رنگه

قلبِ من یه قلبِ صافه
قلبِ تُو یه قلبِ سنگی
عشقِ من یه عشقِ پاکه
عشقِ تُو یه عشقِ رنگی

حتی من واسَت می مُردم
واسه تُو غُصه می خوردم
یادِ تُو روزی هزار بار
منو تو رویا می بردم

ترجیع‌بند:

تو دلا جا می کنی باز
ولی زود میکنی پرواز
تا بهت وابسته میشن
فریبو می‌کنی آغاز

گُمگَشته

دیدن رخِ چُو ماهت برایم کافیست
دلِ من در طلبت شُهره ی هر آبادیست
من که مجنونم و حیران پِیَت می گردم
تویی لیلای منو داشتنت داراییست

بِنما رُخ که دِگر طاقت این دوری نیست
دلِ من پُرسان است حِکمتِ این دوری چیست
در جوابِ دلِ بی تاب ندارم حرفی
جز تُو اِی گُمگَشته همدمِ قلبِ من کیست.

آسمون عاشقی

تُو مثلِ یک ستاره ای
پناهی آشیانیه ای
مثلِ یه شعر مثلِ غزل
تُو مثلِ یک ترانه ای
تُو دفتر قلبِ خودم
نوشتَمت غزل غزل
تا بمونه خاطره ای
شیرین مثِ قند و عسل
عشقمون مثلِ سفره
درختی که پُر ثَمَره
سبز شُدِوُو ریشه داره
طوفان واسش بی اثره
تُو مثلِ گُل معطری
تُو هِی اَزَم دل می بری
عطر تُو پیچید تو هوا
حتما تویی در می زنی

نگاه عاشقانه

قصه ی عشقِ ما دوتا
شروع شدِش با یک نگاه
نگاهِ عاشقانه ای
که می تابید مثله یه ماه
با چشمای مهربونت
نگاه می کردی تو چشام
منم نگات میکردمو
در نمی یومَدِش صدام
چه حِسه خوبو نابیه
عجب شبو مهتابیه
دوسِت دارم از تَهِ دل
بی تو کارم بی خوابیه
بهارِ زندگیِ من
تُو پایانِ خزانَمی
قشنگ میشن با تُو شبام
تُو رویای شبانَمی
می خواییم همو تا همیشه
تا وقتی دنیا بمونه
تموم نمیشه عشقمون
تا هستیم تو این زمونه

دریای احساس

تو بلبلِ سر مستی
جانِ دلِ من هستی
بر شاخه ی قلبِ من
با عِشوه تو بِنشَستی
دل بردیو رَقصیدی
رو به من بِخندیدی
مَحوت شدم اِی عشقم
شوروُ حالمو دیدی
با چهچهو با آواز
سویَم آمدی با ناز
مانندِ بهاری تو
دلبندِ منی تَن ناز
در باغِ دلم بِنشین
غم های دلم برچین
من یادِ تواَم هر دَم
من به بودنت خوشبین
من فکرِ تواَم یارم
با فکرِ تو بیدارم
هر لحظه و هر جایی
فکرِ به تو شده کارم
تو دریای احساسی
مانندِ گُل حساسی
سرچشمه ی عشقی تو
تو دُرّیوُ الماسی

بگیر دستامو

بگیر دستامو خستم
عمریه که دل بستم
دل بسته ی عشقِ تو
به عشقِ تو وابستم
با عکسِ تو میخوابم
تا تو بیایی تو خوابم
روی تورو ببینم
اگه نیایی بی تابم
وقتی توو جمع می بینم
تورو دلم می لرزه
فکر اینکه نباشی
از اون روز دل می ترسه

بشین پیشم تو گاهی
تموم شه این جدایی
تصمیمه قلبت بشم
نمونیم توو دو راهی
فاصله ی بینِ ما
روز به روز هی کم میشه
میدونم این فاصله
به کل ریشه کن میشه

.


مجنون این لیلا شدم

من غرقِ در رویا شدم
من موجِ در دریا شدم
نازِ دِلَش را می کِشم
مجنونِ این لیلا شدم
من محوِ آن رویَت شدم
آن موجِ در مویَت شدم
من قصدِ هجرت کرده ام
من راهیه کویَت شدم
در شب تو فانوسم شدی
زیبا٬ تو طاووسم شدی
هر بار که دور افتاده ای
تو آهُ افسوسم شدی
رویای خوابِ من شدی
خون در رَگهِ این تَن شدی
ای باغِ سبزو خُرَّمم
تو همدمِ این من شدی

عشقم تو جانانِ منی
قلبِ منو جانِ منی
در ظلمت شب های من
ماهِ درخشانِ منی

.


قایق شکسته

در قایقی شکسته ام
گم شدِوُ دل خسته ام
پرِ پریدن ندارم
دیگه پرامو بسته ام
گم شده تویِ بی کَسی
ندارم هیچ فریاد رَسی
تویِ جزیره ی دلم
نیست خبری از هیچکسی
آه می کِشم از تهِ دل
تو دلمه یه کوه مشکل
من موندمو تاریکیو
دنیایی از باتلاقو گِل

ترجیع بند:

یه نوری سوسو میزنه
چه احساسِ غریبیه
حسّم میگه کسیهِ که
با قلبِ من صمیمیه
اونه که بر گشته پیشم
همون یار قدیمیه
میخواد به دادم برسه
اومد به هر طریقیه

.


گل شقایق

اسیرِ چشمات شدموُ
اسیرِ اون نگاهِ تو
اسیرِ خندهات شدم
اسیرِ اون صدایِ تو
پناهِ این دلم شدی
پناهِ هر دقایقم
فدای مهربونیات
تویی گلِ شقایقم
مهربونی تو با دلم
باهام تو با محبّتی
برای قلبِ صادقم
تو نعمتیو رحمتی
چه حسه خوبیه گلم
وقتی کنارت می شینم
خوشبختیهِ این دلمو
تو دستای تو می بینم
وقتی که تو کنارمی
آرومه قلبِ عاشقم
تو دریای دلواپسی
تو هستی مثلِ قایقم
خستگی های دِلموُ
برای قلبِت می یارم
عشقم تویی پناهِ من
سر روی پاهات میزارم
بهِم بگو که تا ابد
توی دلِ تو می مونم
البته نه٬ نیازی نیست!
فکرِ تورو خوب می خونم

.


دفتر شعر رضا بَزی


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: مجید فاضلی

68 دیدگاه

سمیه جهاندیده · 2026/04/23 در

سلام. عشق اهورایی روان، زیبا و قابل لمسه.

سمیه · 2026/02/11 در

سلام ،بسیار زیبا و دلنشین،انشالله قلم پایا و مانای داشته باشید و درزندگی موفق و موید باشید ،انشالله آثار دیگر شما را ببینیم 🌹

جلال زمانی · 2026/01/28 در

سلام ودرود
عشق عرفانی زیباست
اما یه نظر به مصرع هفتم بکنید فکر کنم نیاز به اصلاح داره
موفق باشید

یاس توکلی · 2025/12/28 در

درود شعر غروب کاذب زیبا بود ممنون

زهراایران نژاد · 2025/06/12 در

همه ی اشعارتون یه حس شاعرانه واحساس عمیقی داشتند بسیار زیبا 👌👌👌قلمتان مانا و پایدار

سعید میرزائی · 2025/05/24 در

درود بر شما دوست و هم ترانه ای عزیز….حس سرودن و طبع شعرتون مثال زدنیه. موفق باشید

لیلی عسگری · 2025/05/24 در

سلام
شعر عشق اهورایی رو خوندم ساده روان وزیبابود
موفق باشی

لیلی عسگری · 2025/05/19 در

سلام
شعر دل شکسته و عاشق کشون شماراخوندم پراز حس لطیف ودلنشین بودند
موفق باشی دوست شاعرم

    رضابزی · 2025/05/19 در

    سلام درود فراوان خانم عسگری خوشحالم که شعرام مورد توجه شما قرار گرفتن

م. محمودی · 2025/05/19 در

سرشار از لطافت و پر احساس👏
دمتون گرم🙏🌹

    رضابزی · 2025/05/20 در

    خیلی سپاسگزارم نظر لطفتونه

    رضابزی · 2025/05/22 در

    سپاسگزارم جناب محمودی خوشحالم که شعرام مورد پسند شما بودن

زهرا رحمانی فر · 2025/05/12 در

با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما
اشعارتان زیباست
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما

    رضابزی · 2025/05/22 در

    سپاسگزارم خانم رحمانی فر شما لطف دارید همچنین با آرزوی موفقیت برای شما

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *