دفتر شعر سمیه فخرالدین

منتشر شده توسط ADMIN در

دفتر شعر سمیه فخرالدین

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

دفتر عشق

روی یک صندلی سیمانی
باز هم  استخاره می‌کردم
پارگی های قلبِ زخمی را
با تأثر نظاره می‌کردم

دفتر عشق را ورق می زد
خاطراتی که رنگ عصیان داشت
اشکهایم چه ساده سُر می خورد
روی گونه که رد باران داشت

چشمِ فانوس ها شده روشن
سایه از شانه ی درخت افتاد
جایِ لمسِ حریرِ دستانت
چرخ میزد میانِ مویم باد

مثل تو، لعنتی کمی از دور
عابری با غمش قدم می‌زد
این هم از اشتباهِ چشمم بود
عصر های مرا بهم می زد

کاش جایی که لاشه‌ی خورشید
دفن می‌شد میان تنهاییش
سایه‌ای می‌شدم اگرچه سیاه
بسته بر پای عشق رویاییش

گیسو کمند

یک نگاه ساده ات دل را هوایی می کند
این من دیوانه پیشت جان فدایی می کند

مات چشمان تو و در چشم های من ببین
آن دو یاقوت سیاهت بس خدایی می کند

رنگ لبها صورتی یک خالِ هندو روی آن
بوسه جانانه ات مشکل گشایی می کند

مو پریشان کرده ای بر شانه ات گیسو کمند
فرفری های بلندت دلربایی می کند

باز کن قلب مرا در پیش چشمانت ببین
باهمه غیر از تو این دل بی وفایی می کند

فرضیه

آخر این فرضیه ی سخت به آسان نرسید
موج از موج به پا‌خاست به طغیان نرسید

کوچه ی خاطره ها خیس شد از بارش ابر
دل ویرانه ی من لیک به سامان نرسید

خواستم محو کنم آن شب بارانی را
زورم اصلا به فراموشی باران نرسید

گفته بودند شب تار سحر می‌گردد
ان سحر باز غمم بود به پایان نرسید

زخم بر زخم فراوان و به بالینم یار
نوش دارو نشد و درد به درمان نرسید

تقدیر

باز هم در پس این پنجره‌ها دلگیرم
تلخی حرف تو را سخت به دل میگیرم

گر چه دلگیرم و دلسردم از این تنهایی
با رقیبان نشوی یار که من  میمیرم

چشم من تَر شده از آمدن و رفتن ها
بی قراری شده حالی که به آن درگیرم

هر چه آمد به سرم سوختم و دَم نزدم
بر خلاف همه در اوج جوانی پیرم

باز کن قلبِ پُر آشوب مرا در  پس آن
خوب بنگر که چه آورده به سر تقدیرم

دفتر شعر
سمیه فخرالدین

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

38 دیدگاه

یعقوب اسدی · 2026/09/01 در

درود بر شما
اشعارتون زیباست
فرضیه خیلی قشنگ بود

مرتضی وفائی زاده · 2026/08/18 در

دفتر عشق زیباست

شعر حال‌وهوای صادقانه‌ای دارد و حس تنهایی و دلتنگی‌اش ملموس است. تصویر «لاشه‌ی خورشید» و آرزوی سایه شدن، از بهترین لحظاتش هستند.

قلم‌تان مانا

جلال زمانی · 2026/08/15 در

درود بر شما
فرضیه خیلی زیباست
احسنت
طبعتان روان

جلال زمانی · 2026/07/14 در

درود
تقدیر خیلی زیباست
در مسیر فرهنگ وادب موفق باشید

گلنار مهرانی · 2026/05/19 در

درود فراوان برشما و قلم تواناتون.از اشعارتون لدت بردم و آرزوی موفقیت روز افزون و ماندگاری براتون دارم🌷

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *