دفتر شعر مریم معلمی (شیدا)

منتشر شده توسط ADMIN در

دفتر شعر مریم معلمی (شیدا)

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

بندر عباس

بندر، ببین دلم، دل خون… در خفا گريست
از زخم آتش تنت، از این جفا گريست

حيف از دو چشم آبى‌اَت، از آن خلیج که…
بر شانه‌ی سياه شب، اندوه را گريست

ديدم که موج در دلِ دریات ناگزیر…
بر ساحل آمد از غمت و بارها گريست

از بيقرارى‌ات شدم آوار كوچه‌ها
صبرم شکست در خود و تا انتها گريست

گفتم جدا شوم دمی از غصه‌ات، ز شرم-
از این خیال، جان و تنم بى صدا گريست

ديشب نوشت مثنوى دردت این قلم
شد شرحه‌شرحه كاغذ از آن پابه‌پا گريست

شوقى نمانده در دل “شيدا” و واقف است
از داغِ بر جبين تو، حتى خدا گريست

يه آغاز

چه حس خوبيه با تو توو بارونا سفركردن
كنارت لحظه ها رو با تموم عشق سر كردن

بگيرم دست دنياتو بريم تا انتهاى عشق
بريزم هر چه دارم رو بدون شرط پاى عشق

تو از جنس بهاری که میشه رو دامنت رویید
يه دنيا شعر زيبا رو از باغ نگاهت چيد

واسه من که ته خطم سفر با تو یه آغازه
مث یه قصه ی نازه ست که توو نت های یه سازه

بیا وقتی که بارونه وُ حال هر دومون خوبه
بريم از شهرى كه حال و هواى عشق آشوبه

نفس

فضای شهر مسموم ونفس درسینه ام تنگ است
که گویی زندگی با مرگ اینجا بر سر جنگ است

چه آمد بر سر قلبم که انگار از تپش افتاد
میان جان بی جانم بلاتکلیف آونگ است

مرا در کوچه های بی نفس با مرگ رقصاندند
ندانستن میان مردن و من چند فرسنگ است

زمین و آسمان دلگیر و چشم ماه و من بیخواب
کدامین ماه رویی باز اسیر داس نیرنگ است

ترک برداشت جام آرزوهای محالم ، نه…
نگو پایان عمرشیشه در دستان یک سنگ است

هوای تازه می خواهد گلوی زخمه ی سازم
که آوازش شبیه نغمه ی مرغ شباهنگ است

اگر دیدی و بوییدی شقایق های دل خون را
بگو اینجا نفس هایی به آغوش تو دلتنگ است

ندارد کوچه ها عطری که بر “شیدا” رسد زیرا
فضای باغ سمی عاری از گلهای خوش رنگ است

غزل تب شعر

رفتى و ردّ پاى تو در شعر من جا مانده است
جان غزل بيمار و در حبس الفبا مانده است

بر قامت شعر ترم ، تن‌پوش چشمان تو بود
بی تو تنش عریان و بردستان سرما مانده است

جاریست از چشم شبم اندوه دلتنگیِ ماه
آخر به طاق آسمان مهتاب تنها مانده است

آيينه! يك بار دگر بردار از رویت نقاب
اينجا نگاه عاشقم غرق تمنا مانده است

بشکست حصر پيله را پروانهٔ زیبای دل
از شوق پروازى دگر اينجا سراپا مانده است

باز آ كه جان واژه‌ها در حسرت لبخند توست
نقشى از آن لبخند بر اشعار” شيدا “مانده است

پرسه هاى دل

درکوچه های شب دلی لبریز غصه
با سایه ی دلواپسی ها پرسه میزد
آواز تلخش گوش جان را می خراشید
لب های غم بر عمق زخمش بوسه میزد

درچشم هایش حسرتی از جنس فریاد
بغض نشسته در گلو را جار میزد
دستان اشک سرد روی گونه هایش
ته مانده های خنده را بر دار میزد

شب هم به کام درد زهر طعنه می ریخت
شاید نبینی آخر آغوش سحر را
کوچه تمام درد را در سینه می ریخت
در گوش دل آهسته می خواندشعر تر را

ای کاش پایانی بر این کابوس شب بود
دل جاى غم در باورش اميد مى كاشت
شب زیر چتر روشن مهتاب آرام
در پرسه هایش شور شعری زیر لب داشت

برزخ عشق

وقتى كه مى خندى حواسم پرت چشماته
با گریه می خندی و دردی پشت لبهاته
میدونی حالم بدترم میشه ببینم تو
یه قصه ی مبهم تووقلب سرداشکاته

می ترسم ازاین لحظه ها ی شوم تكرارى
توو برزخ عشق ومیون خواب وبیداری
موندم واسم روشن کن این حال عجیبت رو
خسته م ازاین حجم سکوت بغض و توودارى

گاهى دلم ميخواد بگيرم دست قلبم رو
دورش كنم از عشقت واز خاطرات تو
امايهو ميترسم وپرميشم از ترديد(غضه)
آخه واسه كى واكنم آغوش دستامو

من باورت دارم تو امابس كه مغرورى
انگارخيلى وقته فرسخ ها ازم دورى
رو كردم آس دل واست اما بريدى تو
راحت بگو ازحس من فكر عبورى تو

ناز نياز

هرچه میخواهی در آغوش نگاهم نازکن
بین دستانش شکوه خنده‌ای، اعجاز کن

سرزمین سینه‌ام در انحصار عشق توست
با نگاهی از سر مهر این قفس را باز کن

قاصدک با باد می‌رقصد به دشت گیسویت
رحم بر من گر نداری بر گلوی ساز کن!

بیستون جان من از نغمه‌ی دشتی پر است
در پس هر گوشه‌‌اش شوری طنین انداز کن

ریشه زد عطر نفسهای تو در شعر ترم
در هوایش واژه‌ها را با خودت دمساز کن

گفتم از انگور چشمانت بنوشم جرعه‌ای
مستم از اندیشه‌اش با فکر من پرواز کن

من که بیرون آمدم از حصر تنهایی تن
در کلاف پیله‌ای هم ، عشق را ابراز کن

میکنی نازک برایم پشت چشم اما بیا
جان شیدا را قسم گاهی برایم ناز کن

دفتر شعر
مریم معلمی
(شیدا)

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

11 دیدگاه

جلال زمانی · 2026/06/13 در

درود
غزل تب شعر قشنگه
مرحبا

فاطمه زهرا کریمی · 2026/06/12 در

شعر بندر عباس خیلی زیبا و خیلی احساسی بود آفرین به شما

بابک بابایی · 2025/07/03 در

درودبانوی بزرگوارخانم معلمی گرانقدر اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید

رضابزی · 2025/05/20 در

درود فراوان آغاز زیباست قلمتون مانا

زهراایران نژاد · 2025/05/07 در

اشعارتان بسیار لذت بخش وخواندنی ست

نازنین حسنی · 2024/10/29 در

اشعارتون واقعا زیبا هستند احسنت بر قلم توانای شما بانو

زهرا رحمانی فر · 2024/09/18 در

با عرض سلام و خوشآمد گویی خدمت شما دوست عزیز
اشعار زیبایی دارید
با آرزوی موفقیت برای شما

هاجر امانی · 2024/08/23 در

سلام و عرض ادب خدمت خانم معلمی عزیز و هنرمند خیلی خیلی خوش اومدین، چقدر خوشحالم عضو سایتمون شدید، مطمئنم در کنارمون خیلی زیبا خواهید درخشید
امیدوارم موفق و پیروز باشید

آزاده ادریسی · 2024/08/22 در

سلام و عرض ادب به شما خوش امدید شعر هاتون زیبا است موفق باشید و سربلند

مهری معلمی · 2024/08/15 در

درود بر خواهر هنرمندم…به جمع سبز ما خوش اومدی…بهترین آرزوهای من تقدیمت🌺
مسیر موفقیتت هموار عزیز قلبم ♥️

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *