دفتر شعر مریم نادی

منتشر شده توسط ADMIN در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

دختر آذر

درشب سوزناک و سرد خزان
که درختان شدند بس عریان
شاخه هاشان غمین و افسرده
از نواهای ناله ی توفان
بچه ای از تبار آذرماه
زاده شد او درست در همدان
چه کسی نقشه را نشانش داد
که شود مثل روح سرگردان
دختری که ندارد آزاری
جرم ناکرده می‌دهد تاوان
قطره ای محو گشته در دریا
شادی اش دفن گشته در حرمان
سخت جان است و با همه دردش
زنده است او ولی نشد درمان
تابه کی باید از سر ناچار
بر لبش خنده و غمش پنهان
کاشکی زودتر رها گردد
از سیاهی شب این جان

عشق و امید

چشمان تو گیراست، به‌ من می گوید!
او عشق مرا از نگهم می جوید
هرلحظه دلش به بودنم می بالد
از هر گل سرخ عطر مرا می بوید
با حس عجیب او دلم بی تابست
زنگار دل غمزده را می شوید
با عشق ترانه ها چه رازی دارند
با قافیه ها خیال بازی دارند
زیبایی او خواب مرا ریخت به هم
هم نظم‌ و هم آداب مرا ریخت به هم
درگیر هیاهو شده‌ تنهایی من
چشمش اثر شراب را ریخت به هم
گفتم که دگر عشق نورزم به کسی
عشقش دل این خراب را ریخت به هم
باعشق ترانه ها چه رازی دارند
با قافیه ها خیال بازی دارند
من آمده‌ ام که‌ با تو راهی بشوم
در رود زلال عشق ماهی بشوم
حس تو به من امید فردا بخشید
آنطور که تو ز من بخواهی بشوم
حالا که‌ به‌ صبح عشق دارم امید
یک چشمه ی نور در سیاهی بشوم
با عشق ترانه‌ ها چه رازی دارند
با قافیه ها خیال بازی دارند

سوز باران

ای آسمان بر من ببار غمگینم و تنهاترینم
بر جان من آتش‌ بزن رفته‌ ز دستم بهترینم
او رفت و دل را جا گذاشت آه ای خدا رفته قرارم
از این ببعد باید که زخمم را خودم مرهم گذارم
با بودنش آرامشی در خانه ام فرمانروا بود
غم در دلم جایی نداشت از بس که او دردآشنا بود
با رفتنش سهمی از این دنیا ندارم جز جراحت
سخت است چگونه‌ سر کنم با این دلم زخم بدعادت

معبود آشکار و نهان

تصویر تو بی وصف ترین شعر جهان است
باغ غزل از نقش رخت عطرفشان است
من با همه جان محو تماشای تو هستم
خورشید منی در همه جا از تو نشان است
از آینه خواهم که تو را وصف نماید
پاسخ دهد این نقش‌ همان عین عیان است
وقتی همه جا هست چنین مهر وجودت
مشهود چو روزی چه نیازی به بیان است؟

برگ بی قرار

در خزان روزگار
می دوم این سو به آن سو
مثل برگی بی قرار
می کنم هرجا نظاره در پی ردی ز تو
آواره وار
تو که چون ابر بهاری بر کویر خشک من
قدری ببار
من که خواهان توام
دیوانه وار
از برای من بمان ای مهربان
قلب زخمی مرا
مرهم گذار

آتش غم

میدانی یعنی چه که در آتش بسوزی،
اما غمت در شعله ها رقصان بماند
من سوختم در شعله خاموش بودن،
افروختم تا درد من سوزان بماند
شرح و بیان حال من ناگفتنی بود،
بهتر که غم در سینه ام پنهان بماند
رویای من در وادی ناباوری سوخت،
آموختم باید که جان بی جان بماند
در پیکر بی جان خود برباد دادم
حسی که میشد مثل یک طوفان بماند
معنای هستی از نگاه من فروریخت
تا در فروز عشق جاویدان بماند

دفتر شعر
مریم نادی

جدول کامل هم قافیه ها

دسته‌ها: مجید فاضلی

56 دیدگاه

بابک بابایی · 2025/07/01 در

درودبانوی بزرگوار خانم نادی اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن دوباره دست بقلم بشید

    مریم نادی · 2025/11/16 در

    ممنون از لطف و وقتی که گذاشتید

    مریم نادی · 2025/11/16 در

    سلام چشم حتما ممنون 🙏

م. محمودی · 2025/05/31 در

دفتر پرباری بود. از شما برای به‌اشتراک‌گذاری آثار ارزشمندتان سپاسگزارم.🙏🌹
(با کلیک روی نامم، از دفتر شعرم دیدن کنید)

بابک بابایی · 2025/05/06 در

درودخانم نادی بزرگوار اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید

سعید میرزایی · 2024/08/12 در

قلمتان مانا و ترانه هایتان در اوج بانو 👌👌.. معبود آشکار و نهان شعر زیبایی شده…

علیرضا نوروزیان · 2024/04/30 در

💙💙💙💙

مریم ملک آرا ( پریا) · 2024/03/08 در

درود برشمادوست عزیز شاعر
مریم خانم نادی
عشق وامید قشنگه عزیرم
برقرارباشید

سارا خوش روش · 2023/07/29 در

درود بر شما بانو ، بسیار زیبا، مؤید و ماندگارباشید

علیرضا نوروزیان · 2022/12/25 در

اشعارتون زیباست موفق باشید دوست عزیز

مریم زارعی · 2022/09/29 در

موفق باشید قلمتون زیبا

سیده رقیه (افسون) هاشمی · 2022/09/01 در

غموفق باشید دوست عزیز، اشعارتون زیباست

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *