شعر ” ترسيم چهره زيباي یار “
ترسيم چهره زيباي یار
من نشستم چهره پاک تو را از دل کشيدم
نقش زيبايي از آن بر بوم بي حائل کشيدم
گونه هايت را چو ميناي پراز لعل شرابي
چشمهايت را چنان درياي بي ساحل کشيدم
نقطه اي از رنگ افتاد و کنار لب گرفتم
خال لب را من از آن يک نقطه غافل کشيدم
از قلم مو ياد مژگانت فتادم ياد ابرو
با تاني خط ابرویت ولي مايل کشيدم
خط زيباي لبت را من کشيدم همچو غنچه
خنده اي زيبا تراز آن بر لبت کامل کشيدم
چون طلاقي شد نگاهم با نگاه پر شراره
از ته دل آه سردي چون دم باطل کشيدم
يادم آمد دوري و درماندگي از عشق خوبت
يک نما از رنگ تاري بر دل کاهل کشيدم
منکه نقاشي نبودم تا کشم نقشي ز رويت
در ميان شعر خود آن چهره ات از دل کشيدم
احمدی تیر ۹۷

0 دیدگاه