شعر ” راه و رسم زيستن ” – محمد رضا احمدی

راه و رسم زيستن زندگي راحتي جان و تن است لطف کردن به تن خويشتن است سخن از روي درايت گفتن يا سکوتي که سخن را چمن است خنده هايي زسر شادي و شور بردن خنده به هر انجمن است زندگي داشتن مکنت نيست فکراميد به سر داشتن است با ادامه مطلب

شعر « عشق تو » – رضا اکرمی

 عشق تو  دلبرا، ای نازنینا عشق تو دیوانه ام کرد در پی ات اینجا و آنجا، بردم و بیخانه‌ام کرد هیچ کس چون من ندیده روی چون ماه شما را من فدای روی ماهت، جان به قربانت نگارا دلبرا، مه پیکری ز آدمیزادان سری میدوی همچون پری از همه دل ادامه مطلب

ترانه ” تو رو داشتن ” – سمیرا نیکخواه

تو رو داشتن بیقرارم ناشکیبم،از تمام دار دنیا عشقت شده نصیبم بی بهانه،چون ترانه ،هر دم رو لبامه اسم نازت ای حبیبم تو رو داشتن تو رو بی اندازه خواستن واسه من همه دنیاست تو رو با چشمت شناختن ،عالمی دل باختن،رخ تو مث رویاست مرا شیدایی و عاشق مرا ادامه مطلب

ترانه ” میبندم چشامو ” – سمیرا نیکخواه

میبندم چشامو من مو نده ام با عکس تو اینجا کنار پنجره افسوس نیستی ببینی ،باز پر بغض هنجره از عشقت افسوسش واسه این دل تنها مونده است بازی کردی با احساسم ،تو چه میدونی عشق چه هست تا کی قراره یاد تو هر بار عذاب دل باشه چجور فراموشت ادامه مطلب

ترانه ” مانکن ” – رضا اکرمی

مانکن نمیشه دل مانکن و چاره کرد، دیگه دل نداره فقط آهنه ببین رفتنت با دل اون چه کرد، که بیروحه و مثل یک مانکنه میگفتـی دیگه تا ابد عاشـــقی، چرا رفتی، این رفتنت از چی بود قسم خورده ام بعد از این عاشقی، ز یادم بره عشق،دیگه هر چی ادامه مطلب

شعر ” دامن پر مهر تو ” – محمد رضا احمدی

دامن پر مهر تو یک نگاه از سوی تو برمن دهد جانی دگر زین سبب هرگز نبنشینم سر خوانی دگر دلبریهایت مرا دربند آن ناز و ادا کرده و دارد دل من بر تو ایمانی دگر سعی من بر دیدن تو سعی جاهل برجهان نور چشمی باید از تو یا ادامه مطلب

ترانه ” عشق آسمونی ” – کبرا هاشمی

عشق آسمونی آی عشق اسمونی ازت میخوام نشونی میخوام که مهمونت شم اگه قابل بدونی از من نگیر گرمی دستاتو وقتی زمینت سردو سنگینه اغوش واکن من دلم تنگه دوست دارم تموم حرف من اینه دلم قرصه به بودنت کنارم اخه بهتر تو سراغ ندارم با اینکه ندیدمت شدی تموم ادامه مطلب

ترانه ” نبض عشق ” – کبرا هاشمی

نبض عشق ای عشق ای قشنگترین احساسم بامن غریبگی نکن من تورو میشناسم تومثل بارونی پشت پنجره شایدم رنگ و لعاب خاطره مثل لالایی شب شیرینی اشک شوقی که به دل میشینی تو همون ترنم بهاری تو فصل خزون شدی شیرین وسط دلخوشی های سادمون شاید از عطر تو پیچیدواژه ادامه مطلب

شعر ” بهاریه ” – رضا اکرمی

بهاریه سردی ایٓام رفت، فصل بهاران رسید قامت گل سبز شد، مژده به یاران رسید کز طرف باغ ها، بانگ هَزاران رسید گرچه به فصل شتا، دل به لبش جان رسید تلخی ایام شد، کفر به ایمان رسید آنهمه رخوت چه بود ،زآن همه نخوت چه سود هر چه که ادامه مطلب

دفتر شعر کبرا هاشمی

دفتر شعر کبرا هاشمی

دفتر شعر کبرا هاشمی هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد نویسنده کتاب : هوا بارونیه دلتنگم دلتنگم زیر بارون تو خیابونقدم میزنم جای دوتامونتو که نیستی تک وتنهادوره میکنم خاطره هامونمتن کامل شعر تو هستی زمین تا آسمونت خیلی راههکی ادامه مطلب