شعر ” پس چه کند ” – رضا یگانی

پس چه کند اگر این عشق مرا بی سروسامان نکند پس چه کند یا اسیر درقفس دردی بی درمان نکند پس چه کند داده ام دل بتوتا کشته راه تو شوم بررخم جاری اگر سرشک باران نکند پس چه کند حاصل این دل شیدا به همه عمر تویی گاه حسادت ادامه مطلب

شعر ” دل سنگی ” – رضا یگانی

دل سنگی زمین و آسمان را گشتم اما ندیدم مثل قلبت قلب سردی چوتندیسی که از سنگ می‌تراشند وجیهی لیکن از جمع طرد طردی همه گویند که گلرخ دل ندارد رخ بیدل گراید رو به زردی تورا من بهتراز خود می‌شناختم چه پیش آمد تورا با خود چه کردی همه ادامه مطلب

شعر ” نشانه های عشق ” – رضا یگانی

نشانه های عشق غزل و شعر و ترانه گریه های بی بهانه تا سحر بیدار نشستن بی قرار در آشیانه چون پرنده ها پریدن دنبال اهو دویدن بی خبر به باغ رفتن به وصال گل رسیدن بلبل وبه خونه خوندن برای ترانه خوندن چشمه رو نفس کشیدن ظلمت واز خونه ادامه مطلب

شعر ” وداع تلخ ” – رضا یگانی

وداع تلخ زدی آتش بجانم مهربانم مرو تا من دراین آتش بمانم نگه کن تا که خاکستر شوم من ز قلب خود ولی هرگز مرانم به سوختن در کنارت راضییم من ببین در حال پوست اندازییم من نگارا تاب هجران را ندارم گواهند جمله در خود سازییم من بگو تا ادامه مطلب

شعر ” چتر خداوند ” – رضا یگانی

جتر خداوند زمین و آسمان وشب گواهند که من بازیجه ایی دردست اهم گریزانم ز آه با شادمانی جه سود در نقطه ای او بسته راهم امیدراناامیدمیخواهدازمن نمیگوید که جیست اخرگناهم نه روزارامشی دارم نه درشب مدام حمله وراست برجان پناهم جگرسوز اه سرد بی مروت سرشک میجویدهردم ازنگاهم اگرمهمان ادامه مطلب

ترانه ” شکایت ” – رضا یگانی

شکایت دلو باید به خونه دعوت کنم بایددلوکمی نصیحت کنم بهش بگم که عاقبت نداره به راه راست دلو هدایت کنم همیشه دل اسیرعشق یاره میخواد که من ازش حمایت کنم صدبارزمین خورده نمیره ازرو جقدربایددلوشماتت کنم جنون دل جنون ساده ای نیست به کی باید ازش شکایت کنم وقتیکه ادامه مطلب

ترانه ” آسمون قشنگ ” – رضا یگانی

آسمون قشنگ آسمون وقتی قشنگه تودلا غمی نباشه میون روزمرگی ها زیادو کمی نباشه ادما خندها شونو زیر ماسکی نپوشونن روی گونه گلامون شبنم ونمی نباشه گلهای قشنگ عشقوهرجاپیش اومد بکاریم ارزوکنیم تو دنیا دردو ماتمی نباشه اسمون وقتی قشنگه ابرهای تیره ببارن روزمین خیس ونمدارکسی پاپتی نباشه صدای خنده ادامه مطلب

شعر ” اکسیژن ” – رضا یگانی

اکسیژن عشق تو ماوا گرفته توی پوست واستخونم میدونی که نمیتونم بی تومن زنده بمونم دنبال واژه ای هستم لایق وصف تو باشه جمله ای که سهل و اسون بشینه روی زبونم سهل و ساده باشه راحت مثل یه حس درونی مثل احساس قشنگی که نگفته تو بدونی دل من ادامه مطلب

شعر ” بی بهونه ” – رضا یگانی

بی بهونه میخوام بی بهونه کنارتو باشم بایادت بخوابم به یادتو پاشم سحر دسته دسته گل سرخ بچینم سرراه قلبت بشینم بپاشم میخوام آرزوهام برای توباشه دل بی پناهم توقلب توجاشه اسیرای خاک و براشون بمیرم قیامت همینجا همینجا بپاشه اگرروزگارم شکسته دلت رو فنا کرده دنیا همه حاصلت رو ادامه مطلب

شعر ” شب زنده دار ” – رضا یگانی

شب زنده دار شبای پرازستاره دل عاشقم بیداره همه توی خواب نازن دل من به فکره یاره شبی عاشقا نهایی روی برگ گل نوشتم تابگه جی میشه اخر روزگار و سرنوشتم گل اومد نشست کنارم روی گلدونی که دارم یه نگاه بصورتم کرد خنده ای بحال زارم گفت که زندگی ادامه مطلب