شعر و ترانه
شعر خداحافظ – آمنه صادقی
خداحافظ برو هرچند من از غصّه لبریزم ، خداحافظ و عکس تو غروبِ سرد پاییزم ، خداحافظ و تقدیرم همین بوده که می بینی و می دانی نمی خواهم که از تقدیر بگریزم ، خداحافظ بدونِ تو تمام فصلهای من زمستان است و من خشکیده برگی زرد می ریزم، خداحافظ ادامه مطلب
