شعر ” خواب و بیدار ” – رضا یگانی

خواب و بیدار نه مستم من نه هوشیارم نه خوابم من نه بیدارم دراین خلسه رویاگون نگردد صبح شب تارم سحرکی می‌رسد ازراه طلوع کی میکند خورشید که تاسرمای جانم را به گرمای تو بسپارم بیا ای روشنی ای نور گریزان تا شود ظلمت ببیند ظلمت اینجا من نییم تنها ادامه مطلب