شعر ” دل سنگی ” – رضا یگانی

دل سنگی زمین و آسمان را گشتم اما ندیدم مثل قلبت قلب سردی چوتندیسی که از سنگ می‌تراشند وجیهی لیکن از جمع طرد طردی همه گویند که گلرخ دل ندارد رخ بیدل گراید رو به زردی تورا من بهتراز خود می‌شناختم چه پیش آمد تورا با خود چه کردی همه ادامه مطلب