شعر و ترانه
شعر ” دنیای مجازی ” – رضا یگانی
دنیا مجازی زمونه قصه هاشو برده از یاد دیگه هیچ قصه ای یادم نمیاد یادمه مادرا قصه می گفتند با قصه بچه ها شبها می خفتن لالایها زلال مانند آب بود مادر آغاز نکرده بچه خواب بود هزاران نکته بود تو قصه هاشون ز آداب و سنن از غصه هاشون ادامه مطلب
