شعر ” دوباره ترانه ” – آمنه صادقی

دوباره ترانه مرور می کنم تو را تمامِ شعرهای من دلم گرفته خوبِ من بیا تو باش جای من شکایتی نمی کنم ز دست چشمهای تو گناه اگر که کرده ای به پای چشمهای من همیشه قصّه ی من و، غرو تو، همین که هست تو می روی و در ادامه مطلب