شعر و ترانه
شعر “مجنون مشهور ” – رضا یگانی
مجنون مشهور پرازشعرم پرازشورم من آن مجنون مشهورم سبکبال جون پرکاهی پی انوارمنشورم غریبی را نمیفهمم جه معنامیدهدغربت من واین خاک یکی هستیم رساندم برتومنظورم اگرتب کرده میسوزم اگربادردمیسازم گناه نی به نیزاراست ربوده دف وطنبورم قراروبیقراری را تو آموختی نیاموختم درون قلعه جهلم کنون پابسته محصورم تورامن ارزو کردم ادامه مطلب
