شعر ” می آیی ” – آمنه صادقی

می آیی نه هزیانی ، نه رویایی ، تو با هر دیده پیدایی به در، من چشم میدوزم و میدانم که می آیی در و دیوارِ این خانه غزلباران شده  امشب تورا کم دارم ای خوبم ، تو از نسل مسیحایی تو مثل معجزه هستی و یا مثل غزل گفتن ادامه مطلب