شعر و ترانه
شعر ” نشانی ” – آمنه صادقی
نشانی که بود آن روزها می گفت با من ، غصّه هایش را و ناگه گم شد و گم کرده ام اکنون ، صدایش را تمامِ بارِ خود را بسته بود و من ندانستم و تنها جا نهاد اینجا صدای گریه هایش را و می دیدم دمِ دل کندن از ادامه مطلب
نشانی که بود آن روزها می گفت با من ، غصّه هایش را و ناگه گم شد و گم کرده ام اکنون ، صدایش را تمامِ بارِ خود را بسته بود و من ندانستم و تنها جا نهاد اینجا صدای گریه هایش را و می دیدم دمِ دل کندن از ادامه مطلب