شعر و ترانه
شعر ” نگاه بی گناه ” – رضا یگانی
نگاه بیگناه نگاه بیگناه من اسیر و رام توشده جو کودکی بهانه جو جادوی نام تو شده زبانه میکشدزدل شرارهای عاشقی کبوترنا بلدیست که جلد بام توشده دانه وابش ندهی رها شود ز این خیال پندمرانمیشنودمحوپیام توشده دل بفغان درامده زگرمی نگاه تو ترسم بسوزددل ودین گاه قیام توشده به ادامه مطلب
