شعر ” هجرت ” – آمنه صادقی

هجرت بارِ سفر را بسته ام ، یک کاسه آب آماده کن گر خواستی تا آمدن چشمی به راهِ جادّه کن با های هایت رفتنم سخت است ، می دانی ولی حالا بیا با خنده ات دل کندنم را ، ساده  کن من می روم تنها تو با آیینه خلوت ادامه مطلب