شعر و ترانه
شعر پرواز – آمنه صادقی
پرواز آمد و خندید و من را ، باز هم آغاز کرد قفل و زنجیرِ تباهی را ز قلبم باز کرد آمد و با صد غزل از او نوشتم مثلِ عشق مثل جسم و روح من را با خودش دمساز کرد ریخت موجِ گیسوانش را به روی شانه هام عطرِ ادامه مطلب
پرواز آمد و خندید و من را ، باز هم آغاز کرد قفل و زنجیرِ تباهی را ز قلبم باز کرد آمد و با صد غزل از او نوشتم مثلِ عشق مثل جسم و روح من را با خودش دمساز کرد ریخت موجِ گیسوانش را به روی شانه هام عطرِ ادامه مطلب