شعر “ یاد تو ” – آمنه صادقی

“ یادِ تو ” قهوه ام تلخ است ، با یاد تو شیرین می شود بوی تلخَ ش تا تو باشی ، عطر آگین می شود روی میزَم خاطراتی هست ، شاید دیده ای قاب عکسی که درآن ، یک “ماه” تدفین می شود دیده ای آیا که شبها آسمان ادامه مطلب