ترانه ” روبان مشکی ” – مینا طالبی
روبان مشکی چرا تو خونه هس روبان مشکی چرا از چشمِ هر کی میره اشکی نگو به زیر خاک ها رفته یارم نمیشه باورم غمگینُ زارم نشسته رنگِ غم بر قاب عکسش دلم بی طاقته می خواد که لمسش تو ادامه مطلب
روبان مشکی چرا تو خونه هس روبان مشکی چرا از چشمِ هر کی میره اشکی نگو به زیر خاک ها رفته یارم نمیشه باورم غمگینُ زارم نشسته رنگِ غم بر قاب عکسش دلم بی طاقته می خواد که لمسش تو ادامه مطلب
یارم به بالین اومده یارم به بالین اومده با چشم غمگین اومده عشقم چقد دیر اومده خوشگل ولی پیر اومده حسرت شدی ای نازنین بیمار شدم روی زمین با یاد تو بودم فقط تنها شدم خستم همین تسکین دردم اومده ادامه مطلب
نبار بارون نبار بارون، که دلم واسه دیدن اون داره میره دیگه الآن، واسه دل کندن از عشق اون خیلی دیره شده عادت هر روزم، که بشینم سر راهش بلکه بیاد آخه این عاشق، واسه آروم شدنش اونو می خواد ادامه مطلب
خلقت جدایی تقصیر تو نبود همون خدایی که تو رو زیبا آفرید تا دل من تو عشقت بره واسه من تو قلب تو جایی نزاشت همون که عشقتو تو دلم گذاشت قصه جدایی رو تو سرنوشت من نگاشت بهش بگین ادامه مطلب
صیاد صیاد خوبی بودی،کشتی و بردی دلم رو رفتی و منو نبردی، به یادگار گذاشتی تموم خاطره ها رو تو جمع نارفیقا، دلو بردن که رسم نیست به پای هم نشستن، پیش کسی که بد نیست پای چشات نشستم، عهدمو ادامه مطلب
مرد عاشق دوباره منو و قدم زدن تو کوچه های شهر خیلی وقته که چشم به راه دلم نشد همدمم به جز بغض دل و تنهایی هام یاد گرفتم که چطور با درد نبودت کنار بیام کل زمستونو منتظر نشستم، ادامه مطلب
دفتر شعر اسمعیل جاوید هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد منو ببخش منو ببخش،اگه بی موقع عاشقت شدم ندادی فرصتی، که عشمو ثابت کنم متن کامل شعر خلقت جدایی تقصیر ادامه مطلب
گل قشنگ تو يي آن گل قشنگي که خدا عطا نموده بمن شکسته دل تا بتو زنده تر بمانم تو همان قشنگ و نازي که به لطف تو شکفته گل زندگي به قلبم شده گل فشان جهانم تو پناه قلب ادامه مطلب
دلبرم نعمتي از سوي خداوند خدايا گشودي در رحمتت را به من تا در اين واحه تنها نمانم چشاندي به من طعم عشق و محبت به دنيا عبث يا مجزا نمانم مرا نعمت عشق و شور وشرافت رساندي که بي ادامه مطلب
مطرب مطربا گویا که امـــشب سازت اصلا ساز نیست یا که من بسیار مستم یا خوش این آواز نیست مطـربا امشـــب چــرا ســــاز پریشـــان میزنی حال تو یا حال من چون لحظه ی آغاز نیست مطربا تحریرهایت گـــــر چه دل ادامه مطلب