ترانه « توی کوچه رفاقت » – احمدعلی زارعی
توی کوچه رفاقت
توی کوچه رفاقت
خسته از این همه غربت
دنبال نشونی بودم
از صفا و از صداقت
روزگار تو را نشان داد
کردم از دلم حکایت
گفتمو تو می شنیدنی
از گذشته ها شکایت
نگو پشت اون نقابت
چهره ای بود از خباثت
جای یک شکوفه مهر
دلی بود پر از قصاوت
تا دیدی تو را شناختم
کردی ابراز ندامت
ولی باز کردی عداوت
این نشد واست کفایت
شاید باید که بغل کرد
غصه هامو با شهامت
دل ساده خودم را
گاهی باید کرد ملامت
دفتر شعر احمدعلی زارعی
اینجا کلیک کنید
.

0 دیدگاه