ترانه « دوزخ » – امید تاجیک (ابر)
دوزخ
من از خیر بهشتِ تو گذشتم!
تو با دوزخِ من چیکار داری؟
من اصلا اون سیبه سرخو نمی خوام!
به من چشمک نزن! آزار داری؟؟
منو این آتیشه ناب و طلایی
تو و اون گندمه ساقه طلایی
منو این دود و این هرمانه آتیش
تو و آدم ، تو و حوا سه تایی
من و دوزخو این تنگه غروباش
تو و جوی عسل و یک بغل گُل
منو سوختن توی آتیشه هر چاش
تو و حوری و هر کاری که دوس داش
بزار آتیش بگیرم داغ باشم
بزار از غصه ات آزاد باشم
من از اینجا بهشتت رو می بینم
بزار از شادیه تو شاد باشم
امید تاجیک (ابر)

6 دیدگاه
زهره مفتحی · 2022/05/11 در
آقای تاجیک با ترانه های شما که آشنا هستم و هر دفعه از شنیدن آثارتون لذت میبرم
ملیحه ارجمند · 2021/11/24 در
درود جناب تاجیک
امید تاجیک( ابر) · 2021/11/20 در
ممنونم از الطاف شما بانوی محترم
هاجر امانی · 2021/11/20 در
به من چشمک نزن آزار داری؟؟ این تیکه خیلی شیرین بود
موفق باشید اقای تاجیک. قلمتون بسیار زیباست
امید تاجیک( ابر) · 2021/11/20 در
سپاسگزارم بانوی گرامی
سارا خوش روش · 2021/11/20 در
عرض احترام ،شعرتون بسیار لطیف و سنجیده بود،ماندگار باشید🌷🌷