دفتر شعر زهرا اسودی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

دفتر شعر زهرا اسودی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

خزان

جانا کجای این جهان
رفتی که من وا مانده ام
جانا کجای این جهان ماندی که من جا مانده ام
گل می دهی هر سال ومن
پاییز تر ،پاییز تر
با زرد و سرخِ هر خزان
از عشقِ تو لبریز تر
گل می دهی هرسال ومن
گم میشوم در خاطرت
سهم تو باشد زندگی
غم ها برای شاعرت

دلخوشی

تمومِ زندگیمونو
پای عشقِ تو میریزم
توی فصلای این دنیا
نباشی من یه پاییزم

بازم بوی خوشِ عطرت
می پیچه توی هر لحظه ام
هنوزم مثلِ اون روزا
ببین دیوونه ی محض ام

تو رو اونجور میخوامت
که توو رویات میبینی
تو هرشب مثلِ شبوها
کنارم ساده میشینی

بیا بنشین کنارِ من
که سخته بی تو سرکردن
با چشم تو یه دنیا رو
از عشقم با خبر کردن

تو شیرینی مثِ کندو
تو دلچسبی مثِ دریا
شریکِ خستگی هامی
که آرومم باهات هرجا

کم و کسریِ دنیا رو
میزارم پای لبخندت
که خوشبختم تو همرامی
دلم بنده به هر بندت

احساس

با جنونُ جوانیُ احساس
رفتیُ قلب من تَرک برداشت
سیبُ گندم فریب خواهی خورد
آی حوا چه آرزوها داشت

ذره ذره تو را صدا کردم
تک تکِ واژه ها زبانم شد
یک سکوتِ عجیبُ طولانی
بعدِ تو بغضِ بی نشانم شد

من کجا و ترانه ی تو کجا
بی خودی هی غزل تراشیدم
با جنونی که روبه رو بودم
توی رویا فقط تو را دیدم

داستانِ هزار دستانم
از سکوتم گلایه ها چیدی
بعد تو…بعد تو دگر هیچ ام
گریه ام را اگر تو میدیدی

کاسه ی چوبی ام که چشمانت
آتشم زد نگو نفهمیدی
این چنین سوختن بگو جانم
در کجای جهان مگر دیدی

بعدِ تو تا کجای این صحرا
گرگ باشم به چشم آهوها
یک جهان را که زیر و رو کردم
چشمِ مستت شبیه کندوها

سرد شد سربِ داغِ احساسم
حرفهایم که از دهان افتاد
در غم ات تکه تکه ام جان داد
دست در دستِ هرچه بادا باد

خیال

رفتی و من با خیالت
هر خیابان را دویدم
مثلِ باران روی بغضِ
آرزوهایم چکیدم

بی تو ای زیباترینم
من به پایانم رسیدم
در شب دلواپسی ها
جز تو من راهی ندیدیم

بی تو هر گلخانه ای را
مثل یک ویرانه دیدم
کوه غم ها را ندیدی
روی دوشم می کشیدم

می زند نبض ام ولیکن
جان به جان من نمانده
دست تقدیر تو من را
تا به رسوایی کشانده

آسمان قلب من را
موجِ گیسویت بهم ریخت
آه از فالَم که چشمت
بر امیدم گرد غم ریخت

رفتی و غم می چکد باز
از نگاهِ تارو پودم
جانِ دل، من لایقِ این_
بی وفایی ها نبودم

رفتی و من ماندم و یک
جنگِ سخت و نابرابر
مانده ام با دست خالی
با خیالی مانده در سر

مخدر من

به شرط پاکیِ این عشق
عاشقانه می سازم
خمار چشم توام
عارفانه می بازم

قمارخانه ی چشمت
هر آنچه دارم برد
به پاک باختگی ام
شاعرانه می نازم

تویی مخدرِ من
اعتیادِ شیرینم
تویی مخدرِ من
در شبی که غمگینم

من از تبار جنونم
بیا مرا دریاب
به دل هوای تو دارم
فقط بیا در خواب

قسم به چشم سیاه ات
که چشم من افتاد_
که هرچه دارو ندارم
تو داده ای بر باد

شب و خیال توُ_
این سکوتِ سنگینم
منم که در تو جهان را_
خلاصه می بینم

دفتر شعر
زهرا اسودی

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

10 دیدگاه

بابک بابایی · 2025/03/16 در

درودخانم اسودی بزرگوار اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید

عبدالمجید پرهیزکار (آهی ) · 2023/11/21 در

شب و خیال تو سکوت…………..چقدر گفتنی وحرف در سه کلمه عالی و موفق

اصغر داداش زاده · 2023/10/11 در

اشعارتون با احساس و زیبا هستند

مریم ملک آرا · 2023/10/09 در

خانم اسودی عزیز قشنگ بودند. آرزوی بهترین ها رو براتون دارم💜💜

زهرا رحمانی فر · 2023/08/28 در

با عرض سلام و خوشآمد گویی خدمت شما دوست عزیز
زیبا سرودید
انشالله شاهد اشعار بیشتری از شما باشیم

سما مولایی · 2023/08/28 در

سلام دوست عزیز و هنرمندم شعر زیبایی سرودید قلمتون مانا موفق باشید

ملیحه ارجمند · 2023/08/27 در

سلام و درود
منم که در تو جهان را خلاصه می بینم
بسیار عالی

علیرضا نوروزیان · 2023/08/26 در

💙💙

یعقوب اسدی · 2023/08/20 در

سلام خانم اسودی
خوش آمدید
امیدوارم که توی کارتون موفق باشید و شعرهای زیبایی را ازتون ببینیم

علیرضا نوروزیان · 2023/08/12 در

درود

خوش آمدید

با آرزوی بهترین ها برای شما💙

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *