دفتر شعر سمیه جهاندیده
دفتر شعر سمیه جهاندیده

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
ویران
من معتکف صدای صدها سازم
مرغابی کوچنده ی بی آوازم
من حسرت پرواز چکاوکها وُ
افسوس پریدن هزاران بازم
رودم که تمام خاطراتم دریاست
چشمی که هزار بار شاخه ای مریم خواست
آغاز عجیب پیچش نیلوفر
رنگی که به بوم کهنه ای پابرجاست
من ساکن روز اول پائیزم
گنجشگک خیس برکه ی جالیزم
یکروز درخت بودم اما حالا
اَلوار تراشیده ی تُردم، میزم
دریاچه ی باران زده ی امروزم
کاجم که به پای غنچه ها میسوزم
تکرار نچیدنم، سکوت یک سیب
من لحظه ی حسرتم، گُمَم، دیروزم
افسانه
بی ریایی، ساکتی، رامی، صبور
خوش صدایی، یادگار یک عبور
مغز عطری، عطر آلو، طعم سیب
پادشاهی، شاه افراز و نشیب
مخلصی، پُرمدعایی، عقل کُش
قانعی، آشوبگر، آلاله وُش
دلنوازی، فخراَفروشی، متین
پشت چشم وُ زلف وُ ابرو در کمین
در حوالی جنونی، رازگون
راز لیلی، تیشه های بیستون
داغِ داغی، تشنه سوزی وُ تَبی
تو وفادار هزار وُ یک شبی
بالهای چلچله ای در فراز
اقتدای نخلهایی در نماز
فَرّ قلبی، حظّ جانی، جام روح
تو نبی یوسفی، اسحاق، نوح
خانه بر دوشی بله بی خانه ای
خسروان قانع شدند افسانه ای
غمزه پوشی، ناخدایی ناخدا
ساربانی، ساربان ماسِوا
آبروریزی، حسودی، رَهزنی
گر بخواهی نیک بنیان می کَنی
تو غریبی، حرفهای نازده
پشت پا بر عمق این دنیا زده
و عزیزی عین شبهای دمشق
که بهانه ها زِ تو جوشیده، عشق
عهد شکن
دلگیرتر از بادِ سحرخیزِ شمالم
دل خستهتر از میوهٔ افتادهٔ کالم
انگار به دامان تو ره نیست، نه دیگر
بشمار که صد حسرت و اُمّیدِ محالم
دردی به دلم هست ولی نام ندارد
هر قدر مرورش کنم انجام ندارد
چون سرو که با سار به آتش بکشندش
کاشانهٔ ویران شده که بام ندارد
ای دورترین جای جهان از منِ عابر
محسوسترین مرز جنون، حظّ مهاجر
آوازهٔ دیوانه شدن چیز بدی نیست
هرچند که مشهورم از این قصه به کافر
هر بار که از درد به انکار بیفتم
هر شام که از گریهٔ بسیار نخفتم
این توبهٔ صد سالهٔ نمناک شکسته
آزار خودت بوده نگویی که نگفتم
آشفتهام از رونقِ بیچاره پرستی
بیزارم از این بازیِ شیدایی و مستی
آتش بزن و دفن کن این درد نهان را
شاید که فراموش کنم عهد شکستی
موج زنده بودن
روی دست زندگی گلخانهای خواهم کشید
و چکاوک، زنجره، صد شاپرک، یک سرو، شید
با بنفش زندگی مرغی مهاجر میکشم
کز همه مرغان کوچی سادهتر خواهد رسید
یک پُلِ سرخِ پُر از پیچک پُر از نیلوفری
کز سَرِ هر پیچکش یک خاطره خواهد رَهید
رود نه، یکباره دریا میکشم آرام و سبز
و کنار ساحلش یک منظره، یک باغ بید
پنجرهای رو به باد وُ رو به یک آواز دور
میکشم دستی که تنها شاخهای از یاس چید
میکشم یک تپه گندمزار، غنچه، قاصدک
و هزاران چشم فیروزه پُر از تکرار دید
و تو را با بالِ یک پروانه مهمان میکنم
آه نه، دعوت شدی ناخواندهتر از هر سپید
تو همان اصرار موّاجی که از آغاز گفت
روی دست زندگی گلخانهای خواهم کشید
حس نیمه کاره
خط خورد میان من و تو هرچه که بود
هر آنچه که هر شاعری از ما بسرود
از دغدغه ی درد رهیدیم چه حیف
ما منکر اصرار شدیم اَر چه نبود
دیوانه نبودیم نه در حد لزوم
دیوانه نماندیم نه حتی به حدود
بازی که نکردیم فقط رقص قمار
بهتر که فلک مهره ی ما را بربود
ما معتکف عشق نماندیم و باز
تقصیر کسی نیست مکش آه کبود
بی آنکه بدانیم چه کردیم عزیز !
آب از سر ما گذشته از گریه چه سود
دفتر شعر
سمیه جهاندیده
جدول کامل هم قافیه ها

25 دیدگاه
هاجر امانی · 2026/05/06 در
سلام و درود بر شما بانوی هنرمند، سروده هاتون بسیار زیبا و پر محتواست👌👌 من لذت بردم. انشاءالله قلمتون ماندگار و ادامه دار باشه💞🌹🌹🌹🌹🌹🌹
سمیه جهاندیده · 2026/05/08 در
سلام خانم امانی. نظر لطف شماست، بسیار ممنون🌹🙏🏻
جلال زمانی · 2026/05/04 در
سلام ودرود
عهد شکن خیلی زیباست
آفرین
سمیه جهاندیده · 2026/05/04 در
ممنون جناب زمانی. مثل همیشه به بنده لطف دارید
سهیلاسعدی · 2026/04/26 در
اشعارتون عالی و نشان از دانش بالای شمادارند
سمیه جهاندیده · 2026/05/04 در
سلام سرکار خانوم. نگاه مهربانانه ی شما باعث خوشحالیه🌹🌹
فاطمه زهرا کریمی · 2026/04/21 در
شعر ویران رو خیلی زیبا نوشتید
سمیه جهاندیده · 2026/04/23 در
🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤️