دفتر شعر شیما نورمحمدیان

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

دفتر شعر شیما نورمحمدیان

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

کار من نیست

گذشتن از تو کار من نیست
خودت اینو خوب میدونی

من که نمیتونم برم
ولی تو راحت میتونی

تا که میگم دوست دارم
قلبمو هی می ترسونی

ترسو نمیگم به زبون
از تو چشام تو میخونی

منتظرم تا که بگی
کنار من تو میمونی

یخ میشم اون لحظه میگی
باید بری نمیتونی

وقته جدایی با نگات
هی دلمو میلرزونی

تنها گذاشتی تو منو
رفتی یه روز بارونی

کابوس

نمیدونم چرا اسمت
بهم میریزه دنیامو

بگو حالا کیه پیشت
به کی دادی آخه جامو

نمیره یادم اون روزی
که بوسیدی تو چشمامو

بغل کردی منو باعشق
گرفتی نرم دستامو

منو با خنده بوسیدی
پروندی کل دردامو

میگفتی تا تهش هستم
تو مرحم شدی زخمامو

از احساست بهم گفتی
قشنگ کردی تو رویامو

ولی رفتی تو از پیشم
جهنم کردی خوابامو

ساده بودم

آره من چه ساده بودم
که تورو باور میکردم

شبا تا صب تو خیابون
دلو در به در میکردم

تو شبو کنار عشقت
من با دردام سر میکردم

همه رو با بغض وگریه
از دلم خبر میکردم

هرکی از تو بد میگفتش
سینمو سپر میکردم

منه ساده تو خیالم
واسه تو خطر میکردم

تو تو بیداریم نبودی
تو خوابت سفر میکردم

بعد رفتن تو هر شب
دلمو پر پر میکردم

جنون

کاشکی میشد تو بیایی قلب من آروم بگیره
دلمو زنده کنی،تو با نگاهت جون بگیره

بغلم کنی بپیچه بوی عطرت رو لباسم
بگی آروم در گوشم،حال من جنون بگیره

خیلی دلتنگ نگاتم نمیخام کسی بدونه
اگه لب وا کنم امشب دل آسمون میگیره

تورو کم دارم کجایی، وقتشه برگردی پیشم
مگه تو نمیدونی که قناری بی جفت میمیره

نگو که برو نمیخام نگو که دوسم نداری
من ازت جدا نمیشم،دل من پیش تو گیره

رفتی

تو ازم ساده گذشتی ولی من پای تو موندم
تک تک ترانه هامو همه با یاد تو خوندم

روزای تلخ جدایی،منو از خوشی جدا کرد
همه با خوشی می رفتن ولی من ازش جا موندم

شبا رو با خاطراتت روزا رو با قاب عکست
هرچی یاد گاری داشتی همه رو یه شب سوزوندم

روز رفتن گریه کردم ولی تو سنگ شده بودی
راستی اون نامه آخر چی بودش من که نخوندم

تو فراموشی گفتی،منو که یادت نمیاد
میدونم مهم نبوده،واسه تو بود و نبودم

کاری با هیچکی ندارم واسه من دنیا تموم
ولی تو یادت بمونه،که یه روز شعر تو بودم

میمیرم بغل بگیری کسی رو حتی تو خوابم
منو که میشناسی آره،من هنوز همون حسودم

دلمو بازی گرفتی منو تو بازی پیچوندی
یه عروسک اضافی،توی دستای تو بودم

فک میکردم منو داری،یا واست یه فرقی دارم
حالا که رفتی میدونم، واسه تو هیچی نبودم

خدای من

رنگ تاریکی قشنگه،،،اگه چشمای تو باشه
قلبمو قفلی زدم تا که فقط جای تو باشه

تویه خواسته ی محالی،تو رو من آرزو کردم
دلمو پیش دل تو،،خرد وبی آبرو کردم

می پرستم تورو با دل،خستگی سرم نمیشه
مگه آدم از خداشم،ناامید و خسته میشه

من که بی تو هیچ وپوچم،نای ذندگی ندارم
تو نباشی من خدایی ،واسه بندگی ندارم

من تورو گدایی کردم،بین آدمای دنیا
سجده کردنت حرومه،دلمو زدم به دریا

دفتر شعر
شیما نورمحمدیان

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

4 دیدگاه

بابک بابایی · 2025/07/07 در

درود بانوی بز گوار خانم نور محمدیان گرانقدر اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید

سرور ویسی · 2024/11/27 در

بسیارزیباودل پسند. موفق باشید ایشالله بانوی پراحساس . 💝🙏

سرور ویسی · 2024/11/26 در

احسنت برشمابانوی پراحساس . 💝💝💝

محمد جواد محمودی · 2024/11/12 در

عالی سرودید👏🌷قلم تان مانا🌷

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *