دفتر شعر علی کریمی
دفتر شعر علی کریمی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
انسان
انسان شدم و گفتم
انسان شدنم زیباست
هر چند که تن و پوچش
بر روح و منم بیجاست
انسان شدم و دیدم
انسان شدنم نابست
دیدن اگرم نتوان
از این تن بی تابست
باران منست این ناب
هر دم کنمش آغاز
میبارد و میبارد
تا جمله شوم اعجاز
ای فاصله ی ماتم
مابین من و انسان
انسان شدن من را
دائم تو بگو هر آن
هر جا که دلم زیباست
از بودن آن شیداست
درگیر تنم،هر جا
کاین گونه دمم سوداست
بی تابم و بی حاصل
وقتی که شوم بی دل
انسان منی،شیدا
از دل نشوم غافل
ای فاصله ی ماتم
مابین من و انسان
انسان شدن من را
دائم تو بگو هر آن
انسان شدم و گفتم
این کار منست،دریا
دریا به تلاطم گفت:
واقع شده است رویا
انسان شدم و دیدم
درگیر دلم،تنها
همواره و آزادم
از پوچی این تن ها
ای فاصله ی ماتم
مابین من و انسان
انسان شدن من را
دائم تو بگو هر آن
قلب
یه تیکه از قلب منه
تو دستای نجیبِ تو
میبری و بی خبری…
که چی شده نصیب تو
یه تیکه از قلب منه
با لمس تو زنده میشه
صاحب بی خنده ی قلب
صاحب یک خنده میشه
یه تیکه از قلب منه
به عشق تو چه صادقه
میخواد بِایسته اون، ولی
عاشق این دقایقه
برای قلب من تویی…
همیشگی و بی بدیل
تنها تو آعوش توئه
زنده میشم چه بی دلیل
هر جا که میبری، ببر
مال توئه تو هر تپش
هرجا که من با تو باشم
معنی میده قلب و تپش
یه تیکه از قلب منه
به عشق تو چه صادقه
میخواد بِایسته اون، ولی
عاشق این دقایقه
دفتر شعر
علی کریمی

11 دیدگاه
سهیلا سعدی · 2026/02/25 در
خیلی قشنگ بود