دفتر شعر مجید گیانی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

دفتر شعر مجید گیانی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

متولد ۱۳۹۵ در شیراز

تمام لحظه های من پر از احساس تنهایست

ی احساسی به من میگه که عشقت عشق پوشالیست
دلم با درد عادت داشت زبانم قاصر از گفتن
سکوتم را شکست اسمت نگاهم لحظه رستن
ترانه با سکوت خاموش هدف رفتن و رفتن بود
گلایه بی اثر مونده فقط گفتن و گفتن بود
ی عمری منتظر بودم بگی احساس قلبت رو
بهانه صحبت رفتن بگی آخر تو حرفت رو
من از اول قسم خوردم که تا آخر وفادارم
تمام باورم این بود که تا آخر تورا دارم
پی یک موندن واهی ی عمری دربه در بودم
هدف روئیدن ریشه ولی من بی ثمر بودم
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست
تمام باورم این بود ندیدن از نجابت نیست
همیشه باور رفتن برا من حس موندن داشت
سکوت لحظه های من واسم احساس خوندن داشت
تو دنیای منه شاکی شکایت از تو بیهودست
رسیدن سهم من اما به شهری خالی از خونست
سزاوار چنین دردی نبودم آخر قصه
شکستن سهم من اما شکستن از سر غصه
همیشه آخر قصه یکی بازنده می مونه
یکی تنها ترین تنها داره از غصه می خونه
ترانه حس فریاد و رسیدن آخر راهه
شکستن سهم من باشه بدون که آخر راهه

احساس

ی احساسی به من میگه ی جای کار تو گیره
نمیخوام آخر قصه بگن باختی دیگه دیره
حضورت رو نمیبینم دارم میرم من از یادت
ی احساسی به من میگه جدا کردی دیگه راحت
دلیلش رو نمیدونم چرا سردی دیگه با من
بگو چی اشتباهی بود سکوتت یا سقوط من
ی دنیایی به من دادی که تا آخر سیاهی بود
مسیر قصمون آخر برا من یک دوراهی بود
سکوتم از رضایت نیست تو رو خواستن ی عادت نیس
دلم به بودنت خوش بود شکستن تو رفاقت نیست
همه گفتن نمیمونی ولی تا آخرش موندم
آره رفتن صلاح تو دلیلش رو نمیدونم
دلم خوش بود به این باور که احساسی به من داری
که تا پایان این قصه منو تنهام نمیزاری
گذشت خاطرات ما گذشتن از ی قانون بود
ی اجبار تا میان راه ی زخمی زیر بارون بود
اگه قصدت نموندن بود شروعش اشتباهی بود
نوشتن از من و از تو نوشتن از ی واهی بود

آینه

رو به رومآینه گذاشتم تا فقط من رو ببینم
ی من صدجا شکسته منی که تنهاترینم
ی من همیشه شاکی شاکی از دست زمونه
منی که ما نشد هیچ وقت توی غربت بی نشونه
منی که سکوت محضم وقت فریاد و رهایی
منی که حسرت ما شد پی یک امید واهی
منی مثل ی ترانه که کسی اون رو نخوندش
که کسی اون رو نخوندش بی دلیل اما سوزدندش
منی که پشت پا خوردم از عزیزترین عزیزان
تورفاقت خوردم از پشت صدتا خنجر از رفیقان
منی که شکسته بالش منی که خرابه حالش
منی که حتی با دشمن موندمش از روی سازش
منی که باخته ترینم تو غمار ما شدن باز
مثل یک قصه واهی که نخونده شده ام راز
ی کتاب بسته ام من که کسی اون رو نخوندش
خط به خط نوشته ای که هرکی خوند اون رو سوزوندش

هوای عاشقی

قصه از کجا شروع شد ی نگاه بی نهایت
ی نگاه گرم و ممتد ی نگاه پر از نجابت
قصه از کجا شروع شد از ی حرف صاف و ساده
از من و تو که شدیم ما اول راه و ی جاده
قصمون قصۀ بودن قصمون قصۀ موندن
قصمون قصۀ عشقی که نوشتن واسه خوندن
من و تو وقتی شدیم ما دیگه از قفس پریدیم
پا گذاشتیم روی ابرا دیگه غربت و ندیدیم
تو سفر ما هم و داشتیم ترس تنهایی نداشتیم
دستامون تو دست هم بود غمامون و جا گذاشتیم
قسمون ی بی نهایت نه رسیدن از رو عادت
نه ی قصه ی خیالی که تموم در نهایت
واسه موندن جایی داشتیم واسه رفتن راهی داشتیم
برا دل به هم سپردن حالی و هوایی داشتیم
قصمون قصه ی عشقی که تا آخر خوندنی شد
ی رسیدن از من ما که در آخر موندنی شد
قصمون مثل ی پرواز مثل ی ترانه و ساز
مثل یک کتاب عشقی که همیشه می مونه باز

حرمت عشق

درگذر از عشق چه زود باختیم
ویرانه کردند هر چه را ساختیم
بردن به تاراج نعمت عشق را
ارزان فروختن قیمت عشق را
با عاشقان دیوانه وار سوختیم
عشقی ندیدیم هر چه چشم دوختیم
در درس عشق تا آخر آموختیم
اما در آخر ردشدیم سوختیم
دیوانه خواندند عاشق و عشق را
از خانه راندن حرمت عشق را
دیوانه وار در راه عشق تاختیم
آخر رسیدیم و ولی باختیم
در باغ دل ما بذر عشق کاشتیم
اما در آخر کینه برداشتیم
با گیر دار زندگی ساختیم
آسان گرفتیم عشق را باختیم
از دل ربودن لذت عشق را
بیگانه خواندن علت عشق را
آخر نگفتن حکمت عشق را
شورش نکردند نعمت عشق را

باتو

با تو بریدم از همه عالم
باتو گذشتم از همه دردام
باتو نشستم من پای حرفات
با تو شکستم من همه غم هات
با تو نوشتم قصه ای از ما
با تو بریدم از من تنها
با تو خدا را با تو بهشت و
با تو پذیرش با تو سرشت و
با تو مدارا با تو صداقت
با تو پرستش با تو عبادت
با تو سکوت و بردمش از یاد
با تو غمام و دادمش بر باد
با ی دنیا خاطره از ما
با تو تموم فاصله از ما
با تو زمین و با تو زمان و
با تو شکستم قفل لبام و
با تو چه ساده با تو چه مشکل
با تو بریدم از همه من دل
با تو شکستم پشت غما رو
با تو شنیدم حرف خدا رو

مسافر

تنها ترانه ی منی که خوندنت مقدسه
تنها ترین مسافری که دل برات دلواپسه
سکوت مطلق دلم به اسم تو صدا میشه
نگاه سرد بی کسیم به عشق تو نگاه میشه
اگر که قابل بدونی تو راه واست گل میچینم
قناری ها رو دون میدم تا دیدنت بس میشینم
به عشق تو دل میکنم از گیر و دار زندگی
حتی اگه تا پای جون بشم اسیر بندگی
به عشق تو زنده میشم از این قفس کنده میشم
پر میکشم به آسمون به عشق تو بنده میشم
تنها ترین تنها منم یه چشم براه راه منم
نزار که تنها بمونم در به در چشات منم
اونقدر واست دلواپسم یکی شده روز و شبام
خیره به راحت میمونم تا بشکنه قفل لبام
صدای ساز من تویی ترانه ساز من تویی
بیا که از تو بنویسم قصه و راز من تویی
اون قدر برام زلالی که مثل ی دریا می مونی
تا وقتی که بت برسم واسم ی رویا می مونی
اون قدر برام مقدسی مثل نماز نیمه شب
مثل یدنیا آرزو مسکنی برای درد

آینه

روبه روم آینه گذاشتم تا فقط من رو ببینم
ی من صدجا شکسته منی که تنها ترینم
ی من همیشه شاکی شاکی از دست زمونه
منی که ما نشد هیچ وقت توی قربت بی نشونه
منی که سکوت محضم وقت فریاد و رهایی
منی که حسرت ما شد پی یک امید واهی
منی مثل یک ترانه که کسی اون رو نخوندش
که کسی اون رو نخوندش بی دلیل اما سوزوندش
منی که پشت پا خوردم از عزیزترین عزیزان
تو رفاقت خوردم از پشت صدتا خنجر از رفیقان
منی که شکسته بالش منی که خراب حالش
منی که حتی با دشمن موندمش از روی سازش
منی که باخته ترینم تو غمار ما شدن باز
مثل یک قصه واهی که نخونده شده ام راز
ی کتاب بسته ام من که کسی اون رو نخوندش
خط به خط نوشته ای که هر کی خوند اون روسوزونش

دفتر شعر
مجید گیانی

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

30 دیدگاه

گلنار مهرانی · 2026/05/12 در

سلام و درود فراوان
شعر حرمت عشق جالب و زیبا بود
همیشه موفق باشید.

گلنار مهرانی · 2026/05/12 در

سلام و درود فراوان
شعر حرمت عشق زیبا بود
همیشه موفق باشید.

سهیلا سعدی · 2026/02/18 در

شعر احساس خیلی قشنگ بود

یاس توملی · 2025/12/28 در

درود شعر آینه زیبا بود

یاس توکلی · 2025/12/20 در

درود جناب کیانی قلمتون بسیار زیباست

بابک بابایی · 2025/07/07 در

درود جناب گیانی بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید

م. محمودی · 2025/05/16 در

درود همشهری عزیز🙏 عالی و دلنشین سرودید، دمتون گرم👏🌹

رضازنگنه · 2023/12/27 در

مانا و برقرار باشید و درود به شما زیبا مینویسید۰👏👏👏

علیرضا خوشرو · 2023/10/26 در

سلام
درود بر جناب گیانی عزیز

شعر احساس شما رو خواندم و بسیار لذت بردم از آن.
زنده باشید الهی.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹

سما مولایی · 2023/09/06 در

بر فراز باشید شعرهاتون بسیار زیباست

    مجیدگیانی · 2023/09/10 در

    سلام نظر لطفتون است

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *