دفتر شعر محسن عسگری

منتشر شده توسط ADMIN در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

پرده ها افتادند

پرده ها افتادند، نو شده حال جهان
آسمان آبی و دل ها روشن
فصل تغییر زمان
هرچه غصه است به دل
هرچه درد است به جان
همه بهبود و شفا
چه خوش است حال جهان
اعتماد است زیاد بین ماآدم ها
شده سرمست همه ازحضورایمان
پرده ها افتادند،فرصتی پیدا شد
مهربانی آمد ,نا امیدی رابرد
برق خورشید قشنگ روشن وپرامید
حس خوبی آورد ، حسی از صبح سپید
دردهارفته زیاد،گره ها واشده ند
روزگار است به کام غصه ها رابردند

همه بهبود و شفا، چه خوش است همه احوال جهان
اعتماد است زیاد بین ما آدم ها،تو و من،ما و شما
همه با نور امید شده ازهر رنجش ،ازغم وغصه رها
پرده ها افتادند، فرصتی پیداشد، هرچه تلخی رابرد
پرده ها افتادند، مهربانی آمد،غصه

ریشه درغرور

منم آن تک درخت روزگارم
که ریشه درغرور خویش دارم
شدم پاخورده ظلم زمانه
ولیکن باشکوه واقتدارم
تمام شاخه هایم را شکستند
همانهایی که درسایه ام نشستند
همه سنگین دل ونامهربانند
نه که درمان که چون دردی به جانند
چه هاازدردبرجانم نشاندند
به زجرم تاته دنیارساندند
ولیکن خم نشدسرپیش آنها
ندادم باج من حتی به دنیا

بمون کنارم

یه عشقی تو دلم غوغا به پا کرد
منوتاسمت خوشبختی صداکرد
یه حسی داره میگه توی جونم
همین بهتر که من باتوبمونم
یه یادی که همیشه موندگاره
نباشه زندگیم معنانداره
عجب عشقی درونم ریشه کرده
منو مجنون عاشق پیشه کرده
دلم بشکن سکونت رودوباره
بگو که عشق من همتانداره
نگارمن بیا بازم کنارم
بمون پیشم نگار خوش عذارم
بمون با من توای زیبانگارم
به غیرازتو که دلداری ندارم
بیاپرکن همه ذرات جونم
که من باتوخوشم ای مهربونم
توکه باشی بادنباسازگارم
نباشی باخودم ناسازگارم

قضاوت کن خدایا

واسه شمع رخت پروانه بودم
یه عاشق پیشه ی افسانه بودم
به امیدتموم بودن تو
واسه شمع دلت پروانه بودم
نداشتی ذره ای مهرومحبت
ولی من عاشقی دیوانه بودم
همه احساسموازرده کردی
کل روح منو پژمرده کردی
دلم را باهمه ذوقم شکستی
توشعرام می‌نویسم خیلی پستی
خداوندا خدایی کن برایم
دلم زخمی شده ،ده التیام
مداواکن مرا مهربانی
قضاوت کن خداوندجهانی
همه نادیده ها را دیده ای تو
همه نشنیده ها،بشنیده ای تو
قضاوت کن برای روح خستم،
برای من،که عمری دل شکستم

عشق موندگار

همه حسم میگه این انگار
بدم دل رو به تو این بار
نمیزاری پشیمون شم
نمیشم ازخودم بیزار
یه کاری بادلم کردی
رودورممتد تکرار
مرورت می کنم صدبار
بنازم قدرت عشقو
که ازخود بیخودم انگار
تمومه حس من اینه
همیشه تازه ای ؛هربار
چه خوبه بامنی عشقم
به عشقت می کنم اقرار
همه دلشوره ها م رفتن
رسیدی تو؛شکست دیوار

دفتر شعر محسن عسگری سده


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

15 دیدگاه

بابک بابایی · 2025/07/01 در

درودجناب عسگری بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن پیروز و ماندگار باشید

م. محمودی · 2025/05/31 در

سپاس بابت انتشار این اشعار زیبا . برایتان بهترین‌ها را آرزو می‌کنم.🙏🌹
(با کلیک روی نامم، از دفتر شعرم دیدن کنید)

علیرضا نوروزیان · 2024/04/13 در

💙💙💙💙

علیرضا نوروزیان · 2023/09/18 در

درود

دوباره دست به قلم بشید شما واقعا قلم خوبی دارید

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *