دفتر شعر محمدرضا رقایی
دفتر شعر محمدرضا رقایی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
گام های کوچک
بعد از تحمل روزها رنج جانکاه انسانی
شاید که پیر شده باشم برای یک شروع طوفانی
اما هنوز میشود آهسته هم رسید
با گام های کوچک و مستمر به آسانی
بعد از تو
برایت مینویسم سخت دلتنگ
با اشک و حسرت و گاهی یه لبخند
شبیه مادری که بعد ده سال
هنوز درگیر با داغ یه فرزند
یلدا
جمع ما منها نداشت، قاب عکسی روی دیواری نبود
شادی یلدای ما در حسرت تکرار دیداری نبود
مست بودیم و عجب مست که بردیم از یاد
خنجری را که پس عقربه ی ساعت دیواری بود
گذشت زمان
یک خاطرۀ کهنه تو را به گذشته زنجیر میکند
ذهنت دوباره مرور، دوباره تفسیر میکند
شاید که اشتباه بزرگی شده تصمیم درست تو
آه، آدم با گذشت زمان چقدر تغییر میکند.
کلبۀ عشق
کلبه ی عشق من و تو شده کاخ غصه و غم
تو سفر کردی و رفتی ولی من موندم و ماتم
دیگه دستاتو ندارم واسه چشمات غصه دارم
شبا با حسرت و افسوس چشمامو رو هم میزارم
توی خواب میای سراغم ولی تو وفا نداری
گاهی وقتا توی خوابم منو تنها جا میزاری
یه شبی دل به تو باختم گلیم بختمو بافتم
تو زدی طعنه به حسم ولی من سوختمو ساختم
از غمت سوختم و با عشق واسه تو یه کلبه ساختم
ولی تو پیشم نموندی بازیه برده رو باختم.
دفتر شعر
محمدرضا رقایی

21 دیدگاه
علیرضا نوروزیان · 2025/12/28 در
سلام و درود
خیلی اشعارتون قشنگ بود تبریگ میگم به شما👏🩵
م. محمودی · 2025/05/31 در
سپاس بابت انتشار این دفتر ارزشمند. لذت بردم از خواندن شعرهای زیبای شما🙏🌹
(با کلیک روی نامم، از دفتر شعرم دیدن کنید)
بابک بابایی · 2025/05/06 در
درودجناب رقایی بزرگوار شعر زیبایی سرودید احسنت
علیرضا نوروزیان · 2024/04/13 در
💙💙💙💙
علیرضا نوروزیان · 2024/02/04 در
سلام و درود
لطفاً دوباره دست به قلم بشید شما قلم خوبی دارید 🌹💙
سما مولایی · 2024/01/15 در
شبتون بخیر پاینده و سربلند باشید
سعید میرزایی · 2025/05/25 در
قلبتان فراخ و کلامتان گرم و گیرا جناب رقایی. باز هم برامون بنویسید 🙏🙏