دفتر شعر محمد جعفری

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
جدالی بی پایان در عمق وجودم
خداوندا زبانم بند آمده
واژه ها به این سو و آن سو می روند
افکارم ترسیده از دیده ها و شنیده ها
در میدان جنگ میان شجاعت و ترس
مسیر پیش رو را بار ها و بار ها
به مکانی نا آشنا می کشاند
به آن نا آشنایی خو می کند
و از نو به راه دیگری پا می گذارد
قلم در دستانم فریاد می زند اما
هیچ گاه مجالی برای آرامیدن نمی بیند
در پایان بی پایان می ماند
و در آغاز ، به انتها می رسد
و دوباره ماجرا از سر می گیرد
جدالی بی پایان در دنیای بی کران تو
همواره متعجب تر و متعجب تر
راهی جز شروع دوباره نمی بیند
دفتر شعر محمد جعفری

21 دیدگاه
سیده رقیه ( افسون ) · 2022/09/04 در
درود بر شما، شاد و موفق باشین، قلمتان پرتوان
مریم زارعی · 2022/08/31 در
براتون آرزوی موفقیت دارم
لیلا عسگری · 2022/07/31 در
دوست هنرمندم مستدام باشی
یعقوب اسدی · 2022/07/22 در
جناب جعفری عزیز
بسیار زیبا بود شعرتون
این نوع شعر برای من خیلی سخت هست که بنویسم ولی شما عالی نوشتین
تبریک میگم به خاطر این توانایی و ذوق هنری
فاطمه زهرا کریمی · 2022/07/20 در
بسیار عالی
فاطمه زهرا کریمی · 2022/07/09 در
موفق باشید
لیلی عسگری · 2022/07/07 در
سلام دوست هنرمندم. شعرجدال بی پابان بامفاهیم بسیارعالی درخورتمجیداست. موفق باشی
محمد جعفری · 2022/07/07 در
از شما دوست عزیز سپاسگزارم ، شما هم موفق باشید
طاهره سبحانی · 2022/07/06 در
درود بر شما
به جمع اهل قلم خوشآمدید
شعرتان بسیار بسیار دلنشین بود…
موفقیت هایتان پرتکرار
قلمتان مانا
محمد جعفری · 2022/07/07 در
درود خدا بر شما دوست گرانقدر
سپاس از استقبال گرمتان
انوری · 2022/07/06 در
عرض سلام و تبریک جناب جعفری
شعرتونُ زیبا سرودین
موفق بمانید
محمد جعفری · 2022/07/07 در
درود بر شما
سپاس از حمایت شما دوستان هنرمند
مهشید خدامرادی · 2022/07/04 در
سلام آقای جعفری شعرتان زیباست احسنت
محمد جعفری · 2022/07/07 در
درود بر شما
سپاس