دفتر شعر محمد علی موسایی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

دفتر شعر محمد علی موسایی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

شروع

قامتی مشتاق عشق و انتخاب
درسکوت لحظه ای پر التهاب

دست بر گل های دستم دادوگفت
درسرابم یا که قصه در کتاب

درکنارش عطرمستی می طپید
بوی عشق وطعم آن دیدار ناب

ترس دوری هجر پنهانی بلند
از همان لحظه چو سایه درنقاب

درکنار هم ولی با چشم تر
موج پرغوغای این فصل شتاب

چون شکوفه مدتش کوتاه بود
غصه ی داغ جدایی بی حساب

در مرورت لحظه های بی تورا
انتظاری در گذر گاه سراب

یاد یار

یاد یاراست هنوز دیده پر آب است هنوز
همدمی بانفست گرچه سراب است هنوز

شهد شیرین گل خاطره ها در نظرم
قدح و باده و می جام شراب است هنوز

دل آغشته بنامت ز گذار قدمت
به نسیم رخ تو مست و شباب است هنوز

هجر جانسوز تو آتش به دل و سینه زده
بهر دیدار رخت ایندل کباب است هنوز

همه فریاد زدم تا که جوابم بدهی
دل دیوانه من در تب و تاب است هنوز

هوشیاران چه شده ساقی این میکده را
در و دیوار دلم بی تو خراب است هنوز

انتظارمن واین رحمت ولطف نظرت
هدیه بر مننظران وه چه ثواب است هنوز

دل به دلداری نشستم تا طلوع روی تو
هرشبم دیدار تو سفره خواب است هنوز

یارقدیمی

من همان یار قدیمم که صدایم کردی
از چه رو چشم دلت بسته رهایم کردی

همه ی عشق و وفاداری من در قدمت
پس چرا عشوه زدی یا که نشانم کردی

رسم عاشق کشی و برسر چشمه بردن
یک دم و لحظه مرا برده رهایم کردی

درد مستی به دلم دادی و بیگانه شدی
باده بشکستی و ناخورده شرابم کردی

همه جا چشم بدوزم که تو آیی به نظر
پرس و جو میکنم از آنچه نهانم کردی

زنده با یاد توام تشنه ی دیدار توام
دم آخر توبیا گرچه جوابم کردی

آتش عشق

هنوز هم آتش عشقت برایم شعله ور مانده
سکوت اشک چشمانم به یادت تازه تر مانده

چه کردی با دل مستم شکایت دارد از هجرت
سراب خاطراتت هم برایم بی ثمر مانده

به رسم عادت یاران عیادت هم نمی آیی
چه کردم با تو محبوبم نگاهم بی خبرمانده

صدای بغض پنهانم نفس های پراز آهم
برای دیدن رویت غروبم بی قمر مانده

امیدم لمس دستانت نگاهم فرش دیدارت
به جای دیدن رویت برایم چشم تر مانده

در این حال دگر گونم به امید تو می مانم
نگاهی کن به این شعرم قلم دیوانه تر مانده

تو تسکینی به روح من ببوسم دست پر مهرت
شروعی نو به چشمانم برایت پشت در مانده

مناجات

درخلوت عشق ما چه ها بود
دور از تب و تاب و غصه ها بود
گل بود و شکوفه های رنگین
خندیدن وشرح قصه هابود
آهنگ و نوای بودن تو
چون نرم و زلال چشمه هابود
پاکی همه جا صبح دل انگیز
مرغان سحر ز نغمه ها بود
عیدی که در آن بوی سرور است
خرسندی روی بچه ها بود
سبزی به طراوت لطیفش
هدیه به تمام دیده ها بود
تو خالق من سرگل مخلوق
این عشق تمام گفته هابود

دفتر شعر
محمد علی موسایی

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

3 دیدگاه

بابک بابایی · 2025/06/14 در

درودجناب موسایی بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن سربلند پیروز و ماندگار باشید

بابک بابایی · 2025/06/14 در

درود جناب موسایی بزرگوار اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و ماندگار باشید

زهرا رحمانی فر · 2024/09/18 در

با عرض سلام و خوشآمد گویی خدمت شما
شعرتون زیباست
امیدوارم شاهد اشعار بیشتری از شما باشیم
با آرزوی موفقیت برای شما

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *