شعر « درد کهنه » – غلامرضا بهنامی

منتشر شده توسط Majid Fazeli در

درد کهنه

یک درد کهنه ام که مداوا نمی شوم
جز در نگاه آیینه معنا نمی شوم
بااین غریبگی که میان دل من است
میخواهم آشنا شوم، اما نمی شوم
من با خیال چشم تو مثل غزل شدم
اما به قدر چشم تو زیبا نمیشوم
عمری اگر که بر سر راه تو بشکنم
شایسته نگاه تو آیا نمیشوم؟
دیگر به آه و حسرت خود خو گرفته ام
دل خسته ام ازاین که تماشا نمی شوم
امشب اگر به داد دل من نمیرسی
دلخوش دگر به وعده ی فردا نمی شوم

غلامرضا بهنامی

دفتر شعر غلامرضا بهنامی

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید
هم قافیه ها بانک فروش ترانه - مجید فاضلی دفتر شعر رایگان

دسته‌ها: شعر و ترانه

Majid Fazeli

Singer / Lyricist / Composer

10 دیدگاه

جلال زمانی · 2026/01/26 در

سلام ودرود
شعر درد کهنه زیباست
فکر کنم در آخر مصرع هفتم به جای بشکنم منظورتان بنشینم بوده است
موفق باشید

علیرضا خوشرو · 2021/09/07 در

سلام

درود بر شما

بسیار زیبا و.دلنشین

🌹🌹

نرگس میرشاهی · 2021/08/04 در

“من با خیال تو مثل غزل شدم ” شعر پر احساس و قشنگی ست. 👌

    غلامرضا بهنامی · 2021/08/09 در

    ممنونم سرکار خانم میرشاهی
    من با خیال چشم تو …..
    اما به قدر چشم تو …

غلامرضا بهنامی · 2021/06/15 در

سپاس از لطف و محبت شما، بنده هم برای شما بهترین هارو آرزومندم

سمیه افشار · 2021/06/14 در

بسیار بسیار زیبا .واقعا عالی بود امیدوارم همیشه شما رو در اوج ببینیم.

غلامرضا بهنامی · 2021/06/01 در

سپاسگزارم سرکارخانم ارجمند
درپناه باریتعالی

ملیحه ارجمند · 2021/05/30 در

سلام بسیار زیبا احسنت بر شما

محمدرضا کیقبادی · 2021/05/09 در

شعرپرمفهومی بودموفق باشیدعزیز

    غلامرضا بهنامی · 2021/05/25 در

    سپاسگزارم جناب کیقبادی بزرگوار، نظر لطف شماست
    پاینده باشید

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *