شعر « شب صورتی » – سمیه افشار
شب صورتی
تو اون لحظه ای که ازم دل بریدی اسیرم
نخواستی بمونم که دستاتو تو دس بگیرم
من اون شب تو رو با همه دلخوشی هام سپردم
به اونی که به خاطرش پشت پا از تو خوردم
چطور زندگیمو بدون تو از سر بگیرم
نگفتی خدایی نکرده که بی تو بمیرم
هنوزم برام سخته بی تو به دنیا بخندم
چطوری چشامو روی قاب عکست ببندم
چطوری بگم اون که رفته دیگه رفته از یاد
بی خیالش تو هم هرچه بود و بده دست باد
نمیشه مگه عشقمون آسمونی نبودش
مگه بینمون حس پاک و خدایی نبودش
هنوزم تو اون حس و حال قشنگت اسیرم
تو اون خاطرات شب صورتی گیر گیرم
هنوزم اسیرم توی عمق چشمای آبیت
توی شیطنت ها و کارای سر به هواییت
هنوزم برام سخته بی تو به دنیا بخندم
چطوری چشامو روی قاب عکست ببندم
چطوری بگم اون که رفته دیگه رفته از یاد
بی خیالش توهم هرچه بود و بده دست باد
سمیه افشار

7 دیدگاه
جلال زمانی · 2026/02/17 در
درود
شعر شب صورتی قشنگه
آفرین
اما این نظر منه ببخشید
تو مصرع یازده ودوازده
آسمونی وخدایی قافیه جالبی نیست
میشه مصرع دوازه را اینجوری هم گفت
مگه بینمون حس پاکِ جوونی نبودش
محمدرضا کیقبادی · 2021/09/06 در
اشعارروان وخوبی داریدآرزوی موفقیت دارم واستون
سمیه افشار · 2021/08/29 در
سلام جناب بهنامی ممنون از حسن نظر شما اگر بفرمایید کدوم قسمت ترانه اشکال وزنی داره حتما رفعش میکنم خوشحال میشم از تجربیات شما هنرمند پرکار و باتجربه استفاده کنم.
ملیحه ارجمند · 2021/06/17 در
درود بر شما با این که طبق فرمایش خودتون تازه کارید اما خوب فعالید با این پشتکار حتما موفقیت از آن شماست
سمیه افشار · 2021/08/29 در
سلام سپاس خانم ارجمند عزیز خوشحال میشم از تجربیاتتون استفاده کنم.پیروز باشید
غلامرضا بهنامی · 2021/06/16 در
سلام سرکارخانم افشار، ترانه مقداری وزنش مشکل داره وگرنه کار بسیار زیبایی شده خصوصا واژه ی شب صورتی
سمیه افشار · 2021/06/15 در
سلام دوستان امیدوارم روز خوبی رو شروع کرده باشید میخواستم بگم در مورد ترانه هایی که خدمتتون ارسال میکنم خوشحال میشم که تیم کارشناسی اونا رو نقد کنه چون من هنوز اول راهم و دوستان اینقد حرفه ای آثار رو نقد میکنند که این خود به خود باعث آموزش و بعد پیشرفت بهتر کارهامون میشه …باز هم ممنونم و خسته نباشید.