ترانه « سوز عاشقی » – رضا اکرمی
سوز عاشقی دیدی داغ عشقت توو دل عاشق من موند رفتی بیخبر رفتن تو قلبمو رنجوند دیدی آخرش قسمت من چی شد از عشقت سوز عشق تو اومد و جون منُ سوزوند وقتی که از عشقت توو دلم جوونه سر ادامه مطلب
سوز عاشقی دیدی داغ عشقت توو دل عاشق من موند رفتی بیخبر رفتن تو قلبمو رنجوند دیدی آخرش قسمت من چی شد از عشقت سوز عشق تو اومد و جون منُ سوزوند وقتی که از عشقت توو دلم جوونه سر ادامه مطلب
دوست دارم بیا….. تو که میدونی دوسِت دارم واسه تو مردن شده کارم نشو دور دیگه اینقدر از من که من طاقتش رو ندارم پیشم بمون، دیگه نرو که دوست دارم فقط تو رو چجور بگم، دیوونتم میخوام تو رو، ادامه مطلب
آدم میشم منو ول نکن تووی غم نرو من جایی نرفتم تو هم نرو اگه که داری دوستم نرو تو که میدونی عاشقم نرو عزیز دلم، ای نا مهربون میمیرم برات من از دل و جون بیا بشین پیشم اینجا ادامه مطلب
یادته جایی که منو تو عاشق هم شدیم یادته روی نیم کتی که باهم قهوه خوردیم یادته یادته اون روزایی که با هم مهربون بودیم روز و شب هایی که از هم دل میبردیم یادته توی روزایی که داشتیم دنیایی ادامه مطلب
چرا رفتی چرا رفتی چرا تنهام گذاشتی نگو با ما سر یاری نداشتی نمیخواستی اگه اینجا بمونی چرا عشقت رو توو این سینه کاشتی بیا تا که دلم تنها نــــشسته تا وقتـــی با کسی عهدی نبسته بیا تا این دل ادامه مطلب
بهشت من پیش من بمون، نرو از خونم، من نمیتونم بی تو بمونم هر چی تو بگی هر چی تو بخوای، تو فقط بمون، آروم جونم هیچ کی جز تو نیس، تووی قلب من، همّه محل اینو میدونن تا ابد ادامه مطلب
تو هستی زمین تا آسمونت خیلی راهه کی میگه عشق و دوست داشتن گناهه میون دوستی و مهرو صداقت کنار تو نبودن اشتباهه من از این انتظار خسته نمیشم به راهی که تو رفتی چشم به راهه تو هستی و ادامه مطلب
گریه پاییزی منـم اینـــــــــــجا تووی بارون از چــــــش هر کســــی پنهون گریه میکــــــــنم که هیچ کس نمی بیـــــــــنه مـــــــنو گریون فصل پایــــــــــیز و بارونــــش بادل نامهـــــــــــــــــــــــربونش تو رو یـــاد من میـــــــــــــــاره با اون برگای خزونــــــــــــــش چه هــــــــــــــــوا وُ چه بارونی ادامه مطلب
هنوز خاطرش عزیزه دنیای من خالی شده این عشق پوشالی شده چیزی شبیه بی کسی در لحظه هام جاری شده دستام تو رو کم داشتن قلبم به کم قانع نشد شاید ندونی این نفس در سینه زندانی شده دلواپسم واسه ادامه مطلب
پاشوره دل من خواب تو را دیده و بیدار نشد صد نصیحت بنمودندش و هوشیار نشد دیدنت حادثه ای بود و همان بود و همان سالها رفت و دگر حادثه تکرار نشد یک نظر دیدم و دل عاشق رویت شد ادامه مطلب