دفتر شعر ابراهیم هرمزی پور
دفتر شعر ابراهیم هرمزی پور

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
بگو هستی
اگه هستی بگو هستم بگو تا دلخوشت باشم
بگو افسرده تر از من بگو تا ناخوشت باشم
بگو نزدیک من هستی که هی دور نشم از خونه
بگو تا دلم آرومشه شبو روز نکنه بونه
بگو هستی بگو آروم میترسم بره خوشبختی
بگو هستی برام کافیست نمی پرسم چرا رفتی
بگو هستی بگو تا من نرم جایی بدون تو
بگو تا هی نبارم من میترسم از خزون تو
اگه هستی بگو هستم نشه بدتر ازین حالم
بگو تا عکس اونی شه که من دیدم توی فالم
شدم بیزار ازاین خونه دیگه بار سفر بستم
تو نیستی من نمی بینم اگه هستی بگو هستم
گرگ
تو هم مثل تموم مردم هستی
تو هم هستی و هم سردرگم هستی
تو هم مثل همه دورو وریهام
گهی هشیار گهی بیهوده مستی
درست وقتی میخوام باشی تو نیستی
تا جایی که میتونی دور میشی
تو هم مثل همه دورو وریهام
گهی شیرین گهی هم شور میشی
تو هر روز با یه سازی مینوازی
تو که میگی بسوزم تا بسازی
تو هم مثل همه دورو وریهام
گهی کافر گهی اهل نمازی
برام سخته به تو دلگرم باشم
تو که تو اوج گرما سرد سردی
تو هم مثل همه دورو وریهام
گهی دور میزنی گه دور میگردی
همون زود باوری های قدیمی
همون حرفایی که تو دل منو کشت
تو هم مثل همه دورو وریهام
گهی ابر بهار گه خنجر پشت
برام سخته کنارت ساده موندن
تو که هم گرگ هم چوپان میشی
تو هم مثل همه دورو وریهام
گهی ناجی گهی طوفان میشی
سنگ سرد
دنیا همان سنگ سردی است که سرم به آن خورده است
یشمو زمردو عقیقی نمی بینم
بنا به تعریف های که برایم کرده اند همه چیز مبهم است چیز دقیقی نمی بینم
از هر هزار دوست یکی نقاب نمی زند به غیر از همان یکی دگر رفیقی نمی بینم
مرا به چاه انداخته اند با اینکه یوسف نبوده ام
برای عزیز شدنم دگر طریقی نمی بینم
بعد از هر خوشی که می آید هزار زخم می خورم
و دیگر بعد از آن هزار, زخم عمیقی نمی بینم
شب میلاد
از گناه تو گذشتم شب میلاته امشب
خوش باشی هرجا که هستی واسه هرکه میکنی تب
از گناه تو گذشتم بعد هرچی سرم اومد
بعد بی خوابی هایی که سر چشم ترم اومد
می گذرم اما بدون که راه برگشتی نمونده
دیگه فکر بودنت رو بی وفایی هات پرونده
از گناه تو گذشتم تا نگی دلش سیاه بود
تا خودت یه روز بفهمی مشکل از یه بی وفا بود
بعد هرچی سرم اومد دیگه امشب اخریشه
تو میری با دل سنگت می مونم با دل شیشه
یه مسیر تازه میرم دیگه راهتو جدا کن
می دونم واست چ سخته اگه تونستی دعا کن
شب میلاد تو امشب چ شب میلادیست
من حلالت می کنم تو برو این کافیست
دیوونگی
همه دنیامو دادم آخر اما
همون دیوونه رو کردم نشونه
همون که هی میزاشت سربه سر من
حالا واسم شده یکی یدونه
چه احساس قشنگی بینمونه
همین حس خوبه باشه تا همیشه
من این دیوونگی رو دوست دارم
کسی که عاشقه عاقل نمیشه
چه احساس قشنگی بینمونه
نگیر از من خوشی هامو زمونه
همونی بود که می گفتم میادش
خوش اومد تو دلم آره همونه
دیگه شب زنده داری هام تمومه
دیگه ماتم واسه عاشق حرومه
همونی بود که میگفتم میادش
خوش اومد تو دلم آره همونه
زلفات
دستای من ، زلفای تو ، رؤیای بی پایان شده
نیستی و با ندیدنت دنیای من ویران شده
ای عشوه گر عشوه بس است حال مرا هم درک کن
بیچاره این آواره دل در شهر سرگردان شده
خواب عمیق خنده هام از ترس تنها موندنه
وسواس خواب بی توام ذهن مرا مهمان شده
من در خیال تو وتو عین خیالت نیست که
در ساحل آرام دل با رفتنت طوفان شده
دفتر شعر
ابراهیم هرمزی پور

12 دیدگاه
بابک بابایی · 2025/08/10 در
درودجناب هرمزی پور بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید
رضابزی · 2025/05/20 در
قلمتون مانا با آرزوی موفقیت روز افزون