دفتر شعر الهام عباسی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
لیلای دگر
دونگاه دو حادثه دو اتفاق
یک طلوع دوستی با اشتیاق
یک فریب و دو غریبه دونگاه
یک گلو اکنده از صد بغض و اه
یک بهار و یک خیابان شلوغ
عشق تو هم وهم بود و هم دروغ
تازه فهمیدم دلت با دیگری ست
عاشقی هایت همه بازیگری ست
مردم و زنده شدم ان روزها
سوختم با خاطراتت روزها
اری از تردید چشمانت گلم
تازه فهمیدم چه امد برسرم
دل سپردی تو به لیلای دگر
بوی باران بوی دل کندن سفر
خاطرات تو عجین با چشم تر
اخر این رسمش نبود عاشق کشی
با چه بی رحمی دلم را میکشی
پیشِ من با یار دیگر میروی
هر دقیقه از خیالم میروی
از میان خاطرات خوبمان
خنده دار است تو به من گفتی بمان
من که ماندم بی وفا قلب توبود
یک غریبه ساده قلبت را ربود
عشق من عاشق کشی رسمش نبود
قصدت از سوزاندن قلبم چه بود
عاشقت بودم تو را با جان و دل می خواستم
دیر فهمیدم که خانه روی دریا ساختم
برای من نیازی
من کنارت خوبه حالم من کنارت روبه راهم
چه خوبه که با من هستی شدی تنها تکیه گاهم
چه خوبه عطر تن تو توی خونمون میپیچه
چه خوبه که با نگاهت دل عاشقم میریزه
به چه زیبایی عزیزم گم میشم توی تن تو
باز دوباره جون میگیرم اره با عطر تن تو
کو چیکار کردی که دنیام مثِ رویاهام قشنگه
تونباشی توی خونه حتی قلب خونه تنگه
نازنینم روی لبهات که دوست دارم میشینه
خیلی این حرف قشنگت به دل ادم میشینه
راستی گفته بودم عشقم که برای من نیازی
برای قلب صبورم تو بزرگی مثلِ رازی
خنده ات قشنگه عشقم توفقط بخند عزیزم
روزی صدبار به تو گفتم همه دنیامی عزیزم
سرمن رو سینه ت صدای قلبتو عشقه
اسم من که روی لبهات میشینه صداتو عشقه
من کنارت توی جاده چن تا اهنگ قدیمی
بس که میخونی اونارو شده با لبات صمیمی
مثل اون روزا کنارم ت بخون باز عاشقونه
همون اهنگ قشنگی که تو ذهن هردو مونه
من کنارت خوبه حالم تو برای من هوایی
تو برای من نیازی شدم عاشق خدایی
که تورو به زندگیم داد
قلب من توسینه تنها عشقت میزنه فریاد
تورو باگریه می بوسم
تورو با گریه میبوسم تو این ذهن پریشونم
از اینکه دل به تو دادم گل نازم پشیمونم
اگه روزی سراغم رو گرفتی از غم و غربت
بدون یک گوشه جون دادیم منو تنهایی و حسرت
بدونِ تو شب و روزام مثِ شب سردو تاریکه
خودم می خوندم ازلبهات جدایی دیگه نزدیکه
من از دوسداشتنت گفتم تو از تنهایی و رفتن
برات اسونِ دل کندن همه اینو بهم گفتن
تو رفتی و نفهمیدی که بعد از تو چی شد حالم
یه عمری عاشقی کردم تمامش رو طلبکارم
روزی صد بار بهت گفتم که به چشمات گرفتارم
تو میگفتی دوسم داری گلم من اعتراض دارم
چرا وابسته کردی قلبمو داغون ترم کردی
همون وقتی که گفتی میری افسرده ترم کردی
من هر شب با خیال تو خدارو شکر میکردم
که دارم عشقتواما گلم من اشتباه کردم
دفتر شعر الهام عباسی

17 دیدگاه
بابک بابایی · 2025/06/14 در
درودخانم عباسی بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن سربلند پیروز و ماندگار باشید
م. محمودی · 2025/03/14 در
قلم تان ماندگار🌹
سربلند و موفق باشید🌹
سما مولایی · 2023/09/07 در
همه اشعارتون زیباست مخصوصا لیلای دگر موفق باشید
لیلی عسگری · 2023/07/06 در
شعر لیلای دگر شما بسیار زیبا ست
رقیه قربانی · 2023/05/24 در
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم!
علیرضا نوروزیان · 2023/02/08 در
مث هر رابطه ای
نه سیاه بود نه سفید
اما این علاقه رو
چه جوری میشه ندید
روی احساسم بهت
مگه میشه پا گذاشت
هیشکی اندازه ی من
موندن و باور نداشت