دفتر شعر جمیله اورانی پور

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

شیرین

شیرین شدم فرهاد کو
آن عاشق بی باک کو

در بیستون آن یار کو
آن مونس و غمخوار کو

من در هوایش آمدم
در پای کوه بیستون

من در دیارش آمدم
ای کوهکن فرهاد من

ای عاشق دل پاک من
بنگر از آن بالا به من

من این همه راه آمدم
از بهرِ فرهاد آمدم

من ساکن کوی توام
شیرینِ مهرویِ توام

یکدانه محبوبِ توام
فرهاد من بنگر به من

من عاشق روی توام
برخیز و اسبت زین بکن

آن تیشه را اندیشه کن
فکر دل شیرین بکن

از بیستون پایین بیا
با ساز و با شادی بیا

آنگه بیا در پیش من
کام خودت شیرین بکن

تقدیر

سپردم دل به تقدیرم
به هر جا رفت من می رم

تو با من نیستی آری
ولی باز است زنجیرم

اگر چه از تو دلگیرم
دلم رو پس نمی گیرم

خدا داند که من عمری
بدونِ تو نمی میرم

به پای عشق تو پیرم
زدی بر سینه شمشیرم

ولی من باز خندیدم
شراب عشق نوشیدم

گره شد باز فهمیدم
تو کردی ناز رنجیدم

دلم را برده ای دیدم
اگر چه از تو دلگیرم

دلم رو پس نمی گیرم
بدون تو نمی میرم

خدا داند که من عمری
به پای عشق تو پیرم

تو با من نیستی آری
ولی باز است زنجیرم

عزیز من بیا ساحل

تو دریایی و دریا دل
همیشه مانده در خاطر

تو فریاد منی در دل
عزیز من بیا ساحل

قسم خوردم بدون تو
ننوشم مِی بگو تا کِی

بمانم منتظر بی مِی
نباش از حال من غافل

عزیز من بیا ساحل
در این کشتی و این طوفان

سپردم دل به کشتیبان
شدم مهمان

رها شد دل از آن طوفان
تو هم بسپار کشتیبان

شوی فارغ از آن هجران
نباش اینگونه سرگردان

عزیز من بیا بیرون
از آن باد و از این طوفان

قسم خوردم بدون
تو ننوشم مِی

بگو تا کِی
بمانم منتظر بی مِی

نباش از حال من غافل
عزیز من بیا ساحل

راز عشق

نگاهم با نگاهش آشنا شد
دلم رفت و به عشقش مبتلا شد

ندانستم چه میخواهد از این دل
که آن را برد و ناگه بی وفا شد

خدا داند که در قلبم چه ها شد
مرا آتش زد و نوری به پا شد

در آن غوغا که دل از خود جدا شد
همه عالم به چشم ما فنا شد

رفیق راه ما تنها خدا شد
برای درد ما مشکل گشا شد

ستون زندگی از نو بنا شد
دل غمدیده ی ما رو به را شد

زدم بر چنگ دل با ساز و آهنگ
درامد کهربا از داخل سنگ

نوای زندگی آمد پس از رنج
دلم را برد من ماندم و این گنج

تیر آخر

دلم برده بودی
چه تنها شدم من
به دل گفته بودی
شکیبا شدم من
تو دادی نویدم
توانا شدم من
ز شوق تو در خود
چه بر پا شدم من
بنازم به عشقم
که دریا شدم من
برایش نوشتم
شکوفا شدم من
رخش را که دیدم
چه زیبا شدم من
به صد دل خریدم
پر آوا شدم من
سپردم به یارب دلم را
مرا برده در باغ گلها
به رویای قلبم
سحرگه رسیدم
و نقش خوش او
در آنجا کشیدم
خوشا بر دل ما
که تو سرزدی
به این خسته دل
تیر آخر زدی

دفتر شعر جمیله اورانی پور


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

20 دیدگاه

یگانه قربانی · 2022/06/23 در

اشعارتون بسیار دلنشین هستند
قلمتون پایدار

زهره بلقان ابادی · 2022/06/14 در

سلام و درود خانم اورانی پور اشعار زیبایی دارید موفق باشید

ملیحه ارجمند · 2022/06/05 در

سلام اشعارتون زیباست مانا باشید بزرگوار

حسن زمانی · 2022/05/03 در

سرکار خانم اورانی پور
از شعر تقدیر لذت بردم سپاس

یعقوب اسدی · 2022/04/30 در

درود سرکار خانم اورانی پور عزیز
بسیار زیبا هستند اشعارتون
ترانه راز عشق بسیار زیبا و دلنشین بود
لذت بردیم
موفق باشید

انوری · 2022/04/25 در

خانم اورانی عزیز خیر مقدم.
شعر شیرینتون هم واقعا شیرینه
موفق بمانید دوست عزیز

سبحانی · 2022/04/24 در

احسنت
اشعارتان زیبا و دلنشین
(تیر آخر) لذت بردم.
با آرزوی موفقیت های پرتکرار

معصومه بهارلو سامانی · 2022/04/19 در

خانم آورانی پور به جمع اهل دلان خوش آمدید سروده‌ها زنان بسیار زیبا و دلنشین است موفقیت فانوس زاهدان.

نرگس میرشاهی · 2022/04/19 در

درود بر شما.
خوش آمدین به این مجموعه .
ترانه ” عزیز من بیا ساحل” رو دوست داشتم.
موفق باشید🌹

ملیحه ارجمند · 2022/04/19 در

درود ها بر شما به جمع شاعران سایت خوش امدید با آرزوی بهترینها

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *