دفتر شعر حسین پیام

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

دفتر شعر حسین پیام

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

بیوگرافی

حس آشنا

قلمی گیر به دست ؛
از همان لحظۀ آغاز تپش ها بنویس :
گرچه دیر است ولی شیرین است
از همانجا که در این لحظه به یادش کردی …برگه ها را به عقب میرانم
در همین روز مجدد متولد شده ام
در تمام بدنم خشکی سردی پیداست
مثل یخ بسته شدم ؛ منتظرش میمانم …این دگر چیست؟ منو اینهمه تغییر چرا؟
من همانم که شب قبل بسویش رفتم؟
با کمی ترس جلو می ایم
خشکی لب هایم
مانع از گفتن رازیست که در دل دارم …روز بعد است
و انگار هنوز از سر ذوقم که به دلبر دارم
پاسبان شب تاریک شدمهرچقدر می گریم ، قطره ها راحت تر
به زمین میریزند
از زمانی که به یادم دارم
اینهمه اشک برایم سرهم جمع نشداز خودم میپرسم :
نکند این که به دامش گشتم
حس دیرینه فرهاد پی شیرین بود !
ولی اخر اکنون ؟ و چرا اینگونه؟مادرم سر سفره صدایم میزد
که بیا صبحانه ؛ که بیا صبحانه
با همان سرخی چشمم رفتم
با همان پا که دگر فرق با سنگ نداشت بس که یکجا بودم
بدنم درد گرفت
دست و پایم به همان گونه که بودند گرفت (سِرشدند)
مادرم میگوید:
نکند باز سرِ بازی دیشب به چنین حال شدی؟
لقمه ای برداشتم
بی توجه به جوابش رفتم همه چیز عادی بود
همه جا بی تغییر
رهگذر رد میشد
موتوری رد میشد من فقط بودم و ان حس بظاهر شیرین
به خودم خندیدم
همه گفتند که یک روز خودت میفهمی
تا به دیروز به دنبال جوابش بودم
حال انکه جوابش پی من راهی بود آری …
این همان بازی دیرینه دوران سرماست !
ما هدف های کمانش شده ایم
میبرد ما به همان سو که دلش میخواهد
ناگزیریم پَری در پی آن باد شویم برگه ها را به جلو میرانم
به همین روز که هست
و چقدر زود گذشت
و چقدر بیهوده
به بطالت بودمای کاش همان مرغ که ما را دست آن یار سپرد
دو سه جا سرمیزد
اندکی پر میزد
شاید آنوقت کسی را به دلم می انداخت
که مرا باور داشت
و مرا میفهمید و همین لحظه که من میفهمم
مرغ تقدیر کجاست؟
به گمانم سر راهی مانده
شایدم باز به دنبال کسی میگردد
تا در آشوب کند جان کسی دیگر را

دفتر شعر
حسین پیام

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

13 دیدگاه

علیرضا نوروزیان · 2025/12/28 در

سلام و درود

ای کاش بازم دست به قلم بشید قلم عالی ای دارید🩵😘

م. محمودی · 2025/06/09 در

شعر حس آشنا ، پر از لحظه‌های تأمل‌برانگیز و زیبا بود. سپاس از شما برای این تجربه‌ی شاعرانه.
(با کلیک روی نامم، از دفتر شعرم دیدن کنید)

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *